سبک زندگی مهدوی یا سبک زندگی غربی؟!
در سبک زندگی مهدوی سه محور خدامحوری، شریعت محوری و وظیفه محوری
و در مقابل آنها سبک زندگی غربی با سه محور خداگریزی، شریعت گریزی و منفعت طلبی وجود دارد
و غرب با استفاده از ابزار رسانه و ماهواره این سبک زندگی را ترویج می دهد.
“تا جمعه ظهور” یکی از قدیمیترین برنامه رادیو معارف است که در طول دورههای مختلف همواره مورد اقبال شنوندگان رادیو و منتظران حضرت حجتبنالحسن(عج) قرار گرفته است. این برنامه با هدف گسترش، تعمیق و ترویج فرهنگ مهدوی و افزایش سطح آگاهی مخاطبان رادیو در حوزه معارف مهدوی و ارتقاء بینش عمومی نسبت به اساسیترین وظایف منتظران (قواعد ظهور) و مقابله با باورهای سست و خرافی و برداشتهای غلط از نشانههای ظهور یا معارف مهدوی طراحی شده است.
حجت الاسلام محمد شهبازیان درباره “سبک زندگی مهدوی اسلامی” سخنانی ایراد کرده که در ادامه می خوانیم:
سبک زندگی امروز با تقسیم بندی دوگانه که یک زندگی بر مبنای ولایت الهی و عبودیت و با سه محور عاقلانه، نورانی و عبودیت محور است، یک زندگی بر مبنای عبودیت شیطانی است. به طوری که انسان خود را پرستش می کند و خود را بالاتر از خدا تلقی می کند.
این نظام را شیطان بنیان گذاری کرده و در سوره اعراف می گوید: خدایا من سبک زندگی را طوری شکل می دهم که مردم دیگر تو را عبودیت نخواهند کرد بلکه مبنای آنها پرستش خود و نفسشان باشد و خداوند سبک زندگی اسلامی را معرفی کرده و فرمودند: این بندگان من هستند که بر آنها تسلط نداری.
در دنیای غرب بعد از قرن 14 میلادی و دوران مدرنیته کار خاصی صورت نگرفت بلکه آنها تفکر شیطان و سبک زندگی شیطانی را تئوریزه کردند و یک سری مبانی علمی به آن اضافه کردند و این سبک را احیا کردند.
در سبک زندگی مدرن که در مقابل سبک زندگی اسلامی است و قرار است امام بیایند و این سبک را احیا کنند، خارج از اخلاق اسلامی نیست، رسانه های غربی تلاش می کنند مبانی را به بهترین نحو القا کند و برای همه فهم کردن آن از ابزار هنر استفاده می کنند که مهمترین ابزار آن رسانه است.
وقتی شیمون پرز در اتحادیه سران اروپا و امریکا در پاسخ به این سوال که با مسلمانان چه طور برخورد کنیم که مدل زندگی آنان را تغییر دهیم؟ و مدل زندگی امریکایی را جایگزین آن کنیم؟ طرحی را ارائه می دهد مبنی بر اینکه برای تغییر باید از سه گزینه استفاده کنیم. برای آنها فیلم امریکایی، موسیقی امریکایی و انیمیشن امریکایی پخش کنیم، همین که این فیلم ها وارد زندگی مردم شود و مردم به سبک و زندگی امریکایی فکر کنند و بپوشند و زندگی را بر مبنای آن تنظیم کنند. این طرح تصویب شد و در 12 کشور خاورمیانه اجرا شد. به طوری که در ماهواره شبکه هایی با زبان فارسی برنامه هایی با سبک زندگی امریکایی ارائه می دهند تا ذائقه مردم تغییر کند.
فوکویاما می گوید؛ جهانی شدن یعنی امریکایی شدن باید امریکایی فکر کنید، امریکایی غذا بخورید و امریکایی لباس بپوشید و امریکایی زندگی کنید. بنابراین رسانه بهترین عامل است که می تواند این سبک را در خانواده ها نهادینه کند، ما باید توجه داشته باشیم تا کودکان در انیمیشن های غربی از سبک زندگی غربی متاثر نشوند.
بعد از قرن 14 که تفکر اومانیسم مبنا شد، اندیشمندان غربی می خواستند علم را جایگزین معنویت کنند و برای آرامش از علم بشری استفاده کنند ولی بعد از سال ها، دنیای غرب به این نتیجه رسید که ممکن است این روش زندگی آسایش داشته باشد اما آرامش در زندگی وجود ندارد -این یکی از آفات زندگی غربی است- حالا چه باید کرد؟، به این نتیجه رسیدند که باید مجدد به دین و معنویت برگردیم و این به ما آرامش می دهد ولی نظام غرب با نگاه خاص خود برای اینکه بتواند حاکمیت خود را بر مردم داشته باشد، یک معنویت به جامعه ارائه داد که نزدیک ترین نگاه را به تفکرات لیبرالیسم و اومانیسم داشته باشد. معنویت هایی که خدامحور نباشد بلکه انسان محور باشد.
اینکه هر کس در خانه و کلیسا کارهای معنوی کند، ولی به دنیای پیرامون خود کاری نداشته باشد که چه اتفاقی می افتد. تفکر لیبرال دموکراسی می گوید خود و خودت هستی و به کسی کاری نداری. البته اسلام این را رد می کند، با این نگرش معنویت ها و نوعی جنبش های نوپدید دینی ارائه شد که گویا دینی هستند ولی در عمقشان انسانی هستند. در نظام غرب به این نگرش فضا قرار دادند تا اینکه یک معنویت خنثی را تجریه کنند.
براساس این نگاه، ادیان جدید شکل گرفت با محوریت انسان. البته یک نکته این است که چرا در دنیای غرب روی تفکر بودایی کار می کنند، در فضای رسانه در مورد فرهنگ بودیسم و عرفان بودایی هزینه و کار می کنند. فیلم “بودای کوچک برناردو” با هزینه هالیوود ساخته می شود “هفت سال در تبت” ارائه داده شده تا تفکر بودیسم را نهادینه کنند.
چرا غرب این همه سرمایه گذاری می کند، تفکر بودیسم اصلا اعتقادی به خدا ندارد، در برخی دیگر از شاخه های این تفکر اگر می گویند خدایی هست ولی معتقدند خدا هیچ نقشی در نجات و رستگاری بشر ندارد. یعنی عملا خدا وجود ندارد و این نوعی عرفان است. باید توجه داشته باشیم که اگر معنویت هایی را با رسانه و انیمیشن ها به ما یاد می دهند، منطبق با چه سبک زندگی به ما ارائه می شود.
نگاهی که در غرب است، در نوع معنویت های آن مشاهده شد و غرب برای اینکه معنویت دست و پاگیری را انتخاب نکند، از اینها حمایت کرد و این نگرش ها با محوریت انسان و خداگریزی شکل گرفت.
در سبک زندگی اسلامی سه محور اصلی خدامحوری، شریعت محوری و وظیفه محوری و در مقابل آنها سبک زندگی غربی با سه محور خداگریزی، شریعت گریزی و منفعت طلبی وجود دارد. وقتی به روایات نگاه می کنیم و به ادعیه و زیارات مهدوی توجه می کنیم. جابه جای سنت الهی سبک زندگی با این محورها به ما ارائه می شود.
امام مهدی(ع) در عصر ظهور کاملا بر مبنای ولایت الهی حرکت خود را تنظیم می کند، ما قرار است حکومتی را شاهد باشیم که دستورات خدامحور اصل است. براساس روایات حضرت عقول انسان ها را تکمیل می کند، عقل غیر از علم است، عقل به معنی تعبد و عبودیت محوری است. عقل چیزی است که تو را به خدا نزدیک می کند و ولایت الهی را به جان و دل قبول می کنید، انسان در دوران حضرت عبودیت محور است. حضرت با معجزه حکومت را پیش نمی برند بلکه مبانی ذهنی انسان و سبک زندگی را تغییر می دهند.
در عصر ظهور ارتباط با معصوم صورت می گیرد و در سبک زندگی اسلامی جنس معصوم را لمس می کنیم، جنس معصوم از غیب است، جنس امام مهدی(ع) الهی و نورانی است و اگر می خواهیم این جنس را درک کنیم، باید با آن سنخیت پیدا کنیم. بنابراین در حرم اهل بیت(ع) زمانی می توانم زیارت با معرفت داشته باشم که سنخیت با حضرات داشته باشم.
شناخت جنس معصوم با آمدن حکومت حضرت باعث می شود که گشایش در تمام امور زندگی انسانی صورت می گیرد. ما باید معصوم را برای خودش بخواهیم. نگاه کوفیان در دعوت امام حسین(ع) به کربلا سکولار و لیبرال بود. دین را برای دنیایشان می خواستند، اینها محورشان برای دعوت امام حسین(ع) دنیا است. بنابراین وقتی عبیدالله بن زیاد دنیایشان را خراب می کند همین مردم در مقابل حضرت می ایستند.
اگر نگاه و سبک زندگی ما سکولار و اومانیسم باشد و امام مهدی(ع) را برای دنیا بخواهیم، در زمان ظهور می بینیم حضرت با منافع ما در تعارض است. چه بسا در برابر حضرت قرار بگیریم.
نکته دیگر در فضای سبک زندگی مهدوی این است که وظیفه محور شوید، در فرهنگ اسلامی باید در کمک به دیگران فعال باشیم، بنابراین باید زندگی را به صورتی برنامه ریزی کنیم که در حکومت حضرت نقشی ایفا کنیم. وظیفه محوری نکته اساسی در سبک زندگی اسلامی است که باید به وظیفه خود، توجه کنیم.
چرا میگی طلبه نشو ؟؟
پدران و مادران! از رفتن فرزندانتان به جبهه ممانعت نکنید. زیرا که امروز مسئله، حیات اسلام است. اگر خدای نخواسته اسلام شکست بخورد، همه مسئول هستیم. و در نزد خداوند تبارک و تعالی باید جواب بگوییم.
(شهید حسین جمال لیوانی - از شهدای مدرسه علمیه رضویه - قم)
یه روزی توی این مملکت جنگ شده بود. امام امت فرمان به حضور در جبهه داد و این حکم ولایی به استقبال پر شور مردم منجر شد. عده ای به جبهه رفتند و عده ای هم از شهر ها حمایت می کردند رزمندگان سپاه اسلام را… خیلی از جوانان این مملکت از خانه و کاشانه دل بریدند و به جنگ با این دیو چند سر رفتند تا او را شکست بدهند. وقتی فیلمش را میبینم که اون مادر دریا دل بعد از شهادت چند فرزندش هنوز پای ماشین اعزام به مسئول اعزام اصرار میکنه که بذاره یکی دیگه از بچه هاش هم به جبهه بره، مات و مبهوت میمونم… یا اون مادر شهید که با شور و شوق برای بدرقه رزمنده ها اومده پای ماشین های اعزام، خبرنگار میپرسه از خانواده ی شما هم کسی اعزام میشه؟ جواب میده نخیر،سه تا از فرزندانم نیستن اینجا، جاشون خالیه، اومدم جای اونا رو پر کنم. خبرنگار سوال میکنه پسرای شما کجان؟ میگه شهید شدن… !!! و صدها مورد دیگه از پدر و مادر هایی که خودشون با دستان خودشون بچه هاشون رو به جبهه میفرستادن… واقعا آدم حیرت میکنه…
امروز هم جنگ تموم نشده… فقط نوعش تغییر کرده، دیگه با توپ و تانک نیست، امروزه جنگ سخت به جنگ نرم تبدیل شده… و باز هم مثل دیروز به رزمنده هایی با ایمان پولادین نیاز است. کسانی که هم دینشون رو خوب بلد باشن و هم در عمل، حرف اول رو بزنن…اسلام به سرباز نیاز داره!!
چی شده که دیروز خانواده ها بچه هاشون رو با زور روانه ی جبهه میکردند ولی امروز مانع میشن از جنگیدن بچه هاشون در جبهه ی جنگ نرم… مگه سختی فقط برای زمان جنگ تحمیلی بود و امروز همه چی تموم شده و باید با خیال راحت بخوابیم… بعضی ها مثل آدمایی هستن که دچار گاز گرفتگی شدن و داره خوابشون میبره… هر چی بهشون بگی نباید بخوابی، اگه بخوابی خفه میشی و میمیری!!! گوششون بدهکار نیست. اونا میخوابن در حالی که دشمن بیداره و حواسش به همه چی هست…
معمولا طلبه ها معروفند به سرباز امام زمان (عج) ممکنه خیلی ها حق این سربازی رو تمام و کمال ادا نکنن ولی حداقل اسم سرباز روی این قشر ماندگار شده. و هدف اصلی در طلبگی یاری حضرت ولی عصر است. متاسفانه خیلی وقتا دیده میشه والدین یک دانش آموز مانع میشن از اینکه فرزندشون پا در عرصه ی سربازی حضرت بذاره و عمرش رو در این راه صرف کنه… حرف من با اون پدر و مادر هاست.اونایی که برعکس پدر و مادر های اوایل انقلاب فقط به فکر دنیای خودشون و فرزندشون هستن. دنیا جلوی چشمشون رو گرفته و غافلند از اینکه سعادت بچه شون در طلبگی رقم میخوره… و با این ممانعت هم خودشون و هم فرزندشون رو از خیر کثیر محروم میکنن…
نمیخوام بگم سربازی امام زمان فقط در عرصه ی طلبگی است و بس! نه! هر کس در این راه قدم بذاره و مومن باشه سرباز آقاست… ولی در مورد طلبه ها حساب کار فرق میکنه… چیزی که خیلی از خانواده ها ازش غفلت میکنن، اینه که فکر میکنن طلبگی یعنی فرار کردن از درس! در حالی که درسهایی که طلبه ها توی حوزه میخونن، از نظر علمی کم از دروس دانشگاهی نداره! بلکه شاید برای بعضی سخت تر هم باشه! کسی که طلبه میشه فقط برای این نیست که دین یاد بگیره به قول بعضی مادر ها این مسائل رو توی مسجد هم میشه یاد گرفت! بلکه طلبگی یعنی یادگیری راه استنباط دین از منابع اصلی و در واقع دین شناس شدن… و همچنین تبلیغ و یاد دادن این دین به جهان… بهتر بگم طلبگی یعنی رهبری دینی جامعه! از یک محله و مسجد گرفته تا تمام جهان…
حرف در مورد طلبگی زیاده… ولی هدف از این مطلب بیشتر متنبه کردن پدر و مادر ها بود… که به خودشون بیان و با فرستادن فرزندانشون به حوزه های علیمه و حمایت کردن از اونها، موجب اعتلای دین خدا بشن… این ایام هم که وقت ثبت نام حوزه ست… ان شاء الله که اونایی که شایسته ی این نام هستند وارد حوزه بشن و عمرشون رو در راه خدمت به حضرت ولی عصر سپری کنند… و من الله توفیق… مهزیار بن علی.
مقالات علمی -آثار سوء فیلم های ماهواره، بر تحکیم بنیان خانواده-حمیده زالی(کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، مشاور حوزه علمیه خواهران گرمسار)
عنوان:آثار سوء فیلم های ماهواره، بر تحکیم بنیان خانواده
چکیده :حمیده زالی
امروزه ، ماهواره این ابررسانه ی جمعی با نفوذ در حریم خلوت و خصوصی مردم ، تبدیل به فرمانروای اجتماعی و فرهنگی شده تا فرهنگ و ارزشهای جامعه غربی را بتدریج و بدون مقاومت جایگزین دغدغه و هویت کاربران خود کند. این رسانه قدرتمند ، امروزه بیش از پیش جایگاه ویژه ای را نزد خانواده های ایرانی پیدا کرده است. ظهور تکنولوژی های نوین ارتباطی به همراه تحولاتی ، بسیاری از کارکردهای خانواده را دچار اختلال کرده است. تحولاتی که خود منشأ بروز دگرگونیهای عمیق و اساسی در نوع روابط و ارزشهای خانوادگی می باشند. بسیاری از این تحولات و دگرگونی ها از بیرون بر خانواده تحمیل می شود. پیامدهای مواجهه مخاطبان ایرانی با برنامه های شبکه های ماهواره ای دغدغه های بسیاری را برای جامعه کارشناسی ایجاد کرده است. به همین دلیل برنامه ریزی برای شناسایی ، پیشگیری و کاهش آسیبهای ناشی از آثار سوء فیلم های ماهواره ای بر خانواده لازم و ضروری است. در این تحقیق نگارنده به بررسی مهمترین آسیبهای ناشی از آثار سریالهای ماهواره بر خانواده پرداخته و راهکارهایی جهت مقابله و کاهش تهدیدات ارائه داده است. و بیشتر به روش کتابخانه ای معطوف شده است.
کلید واژه ها : خانواده ، ماهواره ، فیلم ، غرب
مقدمه :
خانواده در تمام فرهنگها کانون شکل گیری هویت فرد است. هیچ فردی جدا از خانواده اش قابل تعریف نیست و خانواده رکن اصلی سازنده ی فرد و شخصیت اوست. (ثنایی ، 1379). خانواده پایه بنیادین اجتماع ، سلول سازندۀ زندگی انسان ، خشت بنای جامعه ، کانون اصلی حفظ سنت ها ، هنجارها و ارزشهای اجتماعی است و شالوده ی استوار پیوند های اجتماعی و روابط خویشاوندی و کانونی برای بروز و ظهور عواطف انسانی و پرورش اجتماعی است. خانواده واحدی است که بر اساس ازدواج پدید می آید و از آغاز پیدایی خود ، همچون حریمی امن ، زندگی انسان را در بر گرفته و موج تازه ای در درون شبکه ی خویشاوندی ایجاد می کند که شمار زیادتری از خویشاوندان را نیز به هم پیوند می دهد. انسان در خانواده ، فرایند جامعه پذیری را می آموزد که مجموعه ای از بایدها و نبایده است و بالاخره نقش هایی را در روابطش با دیگران یاد می گیرد. تعاریف فوق نشان دهنده ی اهمیت فوق العاده ی این بنیان کوچک اجتماعی است و تاثیر آن در تمامی شئون زندگی افراد به ویژه فرزندان است. اما این سیستم نیز مانند هر سیستم دیگری دستخوش حوادث تلخی می شود و همیشه در امان و به دور از تهدید نیست. پایه های هر جامعه ، ریشه در ارزشها و نظام عقیدتی آن دارد. بنابراین برای تضعیف هر جامعه ، کافی است تا فرهنگ آن را تضعیف کرد. با این کار افراد جامعه از خود بیگانه شده و برخلاف آنچه که حقیقت فرهنگی آنها را تشکیل می دهد ، رفتار می کنند. امروزه شیوه های ضربه زدن به فرهنگ و هویت ملی یک کشور تغییر یافته و دشمنان سعی می کنند از طریق جنگ نرم افزاری به فروپاشی بنیان خانواده و آرا و عقاید جوانان آن مرزوبوم نایل آیند. شبکه های ماهواره ای با حضور در خانه ی ایرانیان به خصوصی ترین حوزه های زندگی آنان دسترسی پیدا کرده و با نمایش مناسبات و روابط ناسازگار با زندگی ایرانی الگوهای مختلف زندگی خانوادگی را معرفی می کنند. این در حالی است که محتویات چنین روابط و ارتباطاتی بر اساس واقعیاتی زندگی ایرانی بنا شده و با عناصر دینی و آیین اسلامی فاصله دارد. بدین منظور این مقاله در صدد بررسی آثار سوء فیلم های ماهواره ای به عنوان یکی از مهمترین رسانه های دیداری در متحول ساختن روابط خانوادگی و ایجاد تغییر در کارکردهایی آن و تلاش می کند به این سوال پاسخ دهد که ماهواره چگونه روابط خانوادگی را دستخوش تغییر و تحول می سازد و منجر به تضعیف بنیان خانواده می شود و در پایان برای رفع اینگونه معظلات پیشنهادی ارائه شود تا شاید بتوان گامی کوچک در ارتقای سطح آگاهی خانواده ها برداشت.
به طور کلی می توان آثار شبکه های تلویزیونی ماهواره ای را بر اساس تحقیقات انجام شده به قرار زیر دسته بندی کرد:
-
القاء ضد ارزشها به جای ارزشها
شبکه های ماهواره ای قادرند احساس شخص از واقعیت را تغییر بدهند و با تاثیر گذاری بر روی افکار و روان مخاطبان خود ، براحتی نوع دیدگاه و سلایق مردم را متحول سازند. این واقعیت را نباید نادیده گرفت که ارزشهای غیر اخلاقی براحتی از طریق ماهواره در قالب قواعد و هنجارها و نمادها قابل پیاده شدن در محیط گرم خانواده است. ماواره با توجه به توانمندی هایی که دارد ، یکی از عوامل بسیار مهم دگرگونی ارزشها و باورها می باشد ، چه اینکه قادر است با برنامه ریزیهای دقیق و کنترل شده ، اندیشه های مردم یک جامعه را شکل دهد و رفتار آنان را بصورت دلخواه سمت و سو دهد.
شبکه های ماهواره ای در قالب میان برنا مه ها و آگهی ها ، ارزشهای متفاوتی چون فرهنگ برهنگی ، مصرف گرایی ، تجمل پرستی ، ترویج بی مبادلاتی اخلاقی و … را به نمایش گذاشته و رفته رفته فرهنگ وقار و پوشیدگی به فراموشی سپرده شده ، رقابت برای عرضه هرچه بیشتر جذابیت های جنسی ، به فرهنگ غالب در کشور تبدیل شده است.
قدرت تاثیر گذاری ماهواره محدود به تغییر ارزشها تنها در حوزه تضعیف ارزشها و ارزشهای جایگزین در رفتار بینندگان نمی باشد ، بلکه این رسانه قادر است در حوزه های مربوط به حریم های خصوصی افراد نیز به طور خاص ، تغییراتی ایجاد کند. « و گاهی به فرد بدون اینکه در جریان باشد تحمیل می شود ، یعنی وجدان آدمی را دستکاری می کند»(لوفور 1999) چنین تغییراتی ، بسترهای مناسبی برای آسیب رسانی علیه خانواده و پیامد های ناگوار آن فراهم می سازد.
شبکه های ماهواره ای ، هویت تازه ای به مشاهده گران خود می بخشند و آنها را وامی دارند تا ارزشهای غلط و فاسد را جایگزین ارزشهای اخلاقی دانسته و سعی در حفظ و ثبات آنها برآیند ، چرا که زبان تصویر ، قدرت فوق العاده ای در جهت تحکیم با تضعیف ارزشها دارد ، از این رو برنامه های ماهواره در کشورهای سازنده ، شاید مناسب حال مردم آن جامعه و در جهت سیاست های حاکم بر آنان باشد ، ولی در جامعه ای که آن روابط ، ارزشها و هنجارها به گونه ای دیگر است ، نتیجه ی عکس داده و هنجار های جامعه اسلامی را مورد حمله قرار می دهد و خانواده را دچار تغییر می کند که اگر به درستی مدیریت نشود ، خانواده ها دچار تزلزل خواهند شد.
-
الگودهی ماهواره به خانواده ها
تاثیر برنامه های ماهواره بر افکار عمومی و عملکرد مخاطبان بویژه از نظر تربیتی و جامعه پذیری امر روشنی است. کانال های ماهواره ای موجب می شوند زنان و دختران جوان ، با دیدن فیلم ها و سریالهای شبکه های فارسی زبان ، مطابق حس همزاد پنداری ، به تقلید از نوع پوشش و آرایش هنرپیشگان برآمده ، سعی در هرچه شبیه تر کردن خود با آنها کنند. بواسطه معرفی الگوهای ذهنی و عملی رفتار، در گذر از برنامه های مختلف ، معرفی شخصیت ها و سمبل های مطرح شده ، شخصیت های سریالها، فیلم ها و … پس از مدتی تعدادی از این الگوها را در بییندگان خود درونی می کند(منادی 1385). یادگیری از راه مشاهده ، یکی از تئوریهایی است که رفتار الگوهای بینندگان را در بروز رفتارهای نابهنجارانه تبیین می کند. الگو هایی که امروزه افراد برای خود بر می گزینند و از رفتارهای آنان پیروی می کنند. بندورا معتقد است عوامل مختلفی کنترل رفتار انسان را در دست دارد که سبب بروز چنین رفتارهای نابهنجارانه می شود. به اعتقاد بندورا مطابق« دیدگاه یادگیری اجتماعی ، مردم نه بوسیله نیروهای درونی رانده می شوند ، نه محرک های محیطی آنان را به عمل سوق می دهند ، بلکه کارکردهای روانشناختی بر حسب یک تعامل دو جانبه بین شخص وعوامل تعیین کننده ی محیطی تبیین می شوند ، به طور دقیق ” شخص” ، “محیط” ، “رفتار شخص” برهم تاثیر و تأثر متقابل دارند و هیچ کدام از این سه جزء را نمی توان جدا از اجزای دیگر به عنوان تعیین کننده ی رفتار انسان به حساب آورد » (سیف 1374). اغلب سریالهای به ظاهر خانوادگی حاوی داستانهایی از عشق ها و روابط نا متعارفی است که بیننده را بعد از مدتی به طور غیر ارادی و ناخودآگاه وارد به همسان سازی زندگی واقعی و شخصی خویش با تصاویر پخش شده از ماهواره می کند. مصادیقی چون خیانت به همسر ، افزایش سن ازدواج ، بی تفاوتی به حریم خانواده و بی بندوباری فکری و فرهنگی در جامعه ، نمونه ی بارزی از نتیجه ی الگوپذیری از الگوهای غلط برنامه های ماهواره ای است.
-
اثر گذاری ماهواره بر ارتباط عاطفی زوجین
گسترش و استفاده ی افراطی ماهواره با کارکرد متنوع خود و دگرگون سازی های پیوسته اش ، رفته رفته آسیب پذیر شده و استحکام خانواده را به مخاطره می اندازد ، در این صورت خانواده قوی ترین عامل دوام و رشد خود را که عاطفه و صمیمیت میان اعضاست ، به دست فراموشی می سپارد ، برنامه های ماهواره به تدریج جای ارتباط بین فردی از نوع چهره به چهره را گرفته و توانسته اند فضای انفرادی را به جای فضای جمعی و اجتماعی خانواده حاکم کنند ، به گونه ای که در ابتدا به افزایش فردگرایی و کاهش جمع گرایی منجر شده و با رخنه در محیط گرم خانواده ترویج مفاسد دینی ، عفاف زدایی و ایجاد حس رقابت زن و شوهر نسبت به یکدیگر ، عامل مهمی در آسیب رساندن به انسجام خانواده شوند. در کشورما بیشترین مخاطبان تلویزیون را زنان تشکیل می دهند همین باعث شده برنامه های این نوع شبکه ها با هدف قرار دادن شخصیت زن و القاء کردن فرهنگ غربی به او بتوانند شخصیت حقیقی زن مسلمان ایرانی را متزلزل ساخته و بنیان خانواده را به شدت تضعیف کنند.
در شبکه های ماهواره ای شدت بخشیدن به رقابتهای اقتصادی میان زن و مرد به جای پیوندهای عاطفی مستحکم نشده ،ارائه تعریف نادرست از زندگی مشترک ، موجب شده تا مفهوم عشق واقعی و تعهد به رقابت و سوء تفاهم تبدیل شود.
-
ترویج خانواده های بدون ازدواج (هم خانگی ها)
تاثیر خانواده در دو بعد قابل توجه است. یک جنبه مربوط به به ثبات در الگوهای رفتاری خانواده است که منجر به سالم سازی الگوهای ارتباطی خانواده می شود و دیگری بحث تحکیم و ثبات شخصیتی افراد خانواده است.
شبکه های ماهواره ای با هدف قرار دادن تحکیم خانواده ، هم الگوهای رفتاری خانواده و هم شخصیت افراد را به سوی سستی و تزلزل هدایت می کند. یکی از الگوهایی که ماهواره برای مخاطبان خویش در نظر می گیرد تبلیغ آزادی های نامحدود و زندگی مشترک بدون ازدواج یا وصلت آزاد است که عملاً نوعی ازدواج بدون پیوند های قانونی یا شرعی است. ترس از آسیب دیدن ، آرزوی قابل قبول بودن و به خصوص میل به آزادی جنسی و فرار از مسئولیت چیزهایی است که از نارسایی بلوغ عاطفی سرچشمه می گیرد. الگویی نیز که سازندگان برنامه های ماهواره ای برای ترویج پدیده ی آزادی مطلق در نظر گرفته است ، ارضای غریزه جنسی جوانان از طریق روش ((انتخاب دوست و رفیق)) می باشد ، روشی که در غرب معمول است و آغازگر یک زندگی مشترک جدید بدون ازدواج می باشد. غیر رسمی شدن ازدواج که به عنوان یک فرهنگ وارداتی به خصوص در شهرهای بزرگ پدید آمده ، به معنی کمرنگ شدن هنجارهای اجتماعی است که رفتار مردم را در رسوم معمول جامعه مانند ازدواج تعریف می کنند. برنامه های ماهواره ای با ترویج این الگوی نابهنجار باعث می شوند دختران و پسران جوان خود را ملزم به تشکیل خانواده نبینند و ترویج دهند که این شکل از الگوی تشکیل خانواده را تجربه کنند. الگویی که این شیوه از زندگی را در همه ی جوامع ، طبیعی جلوه می دهد و سعی در تغییر بنیان های فکری مخاطبان دارد.
-
تاثیرات ماهواره در تزلزل بنیان خانواده
برنامه های نامناسب ماهواره به دنبال ترویج احساس آزادی مطلق و یا همان لیبرالیسم جنسی به دنبال ایجاد آزادی برای روابط جنسی مطلق بوده و با ترویج فرهنگ خود ، تمامی افکار مخاطبان خود را متوجه تلذذ جنسی کرده است.
ماهواره سطح تعمیم پذیری مسائل خصوصی را افزایش داده و سکس را لازمه ی زندگی امروز می شمارد و با برنامه های غیر اخلاقی انتظارات کاذب جنسی را در مردان بوجود می آورد.
زنان هم در پاسخگویی به این تنوع طلبی دچار مشکل می شوند و تکرار برنامه ها و انگیزش های پی درپی باعث می شود که تنها به تلذذ جنسی توجه داشته و در این راه تمامی انرژی معنوی و مادی خود را از دست داده ، نتیجه ی طبیعی و فاجعه آمیز آن در مورد عمومی شدن مسائل خصوصی و پرده دری و نابودی بنیان های اخلاقی و حریم شکنی و گسیختگی بنیان خانواده می گردد. از دیدگاه این برنامه ها ، همسر قانونی از لحاظ روانی یک مزاحم به شمار می رود و تعهد و پایبندی به بودن در کنار همسر بی معنی می باشد ، و با این تلقین که زنان موجوداتی آسیب پذیر هستند و باید مورد سوء استفاده پرخاشگری ، تجاوزجنسی و آزارجنسی قرار گیرند ، چرا که این نوع رفتار از دید آنها علامت تداوم سیستم مردسالاری است. این تصاویر زنان را مطیع و تسلیم پذیر نشان می دهند و ارزشهای حقیقی یک انسان را تا حد سکس تنزل می دهد ، نقش و جایگاه افراد خانواده مبهم و نامشخص می شود ، بویژه در مورد زنان که در اوج تحول قرار دارند (بهنام 1383). افرادی که بیشتر وقت خود را پای چنین برنامه هایی می گذارند ناخودآگاه حوزه های تعاملی خود را کاهش می دهند. الگوهایی متناقض و نامتعارف دریافت کرده و به صورت فریبکارانه نیاز خود را در محیطی خارج از چارچوب خانواده ارضاء می کنند. همین طور فراگیری لذت های تخیلی و هیجانی از طریق ماهواره ، به صورت معظلی جهانی در آمده ، بسیاری از افراداز این طریق به هیجانات و لذت های آنی دست می یابند. گزارشات تحقیقی حاکی است که اغلب کودکان و نوجوانان در جوامع امروزی از طریق فیلم های جنسی ماهواره با مسائل جنسی آشنا می شوند که این موضوع آغاز انحراف و اختلال جنسی در آنان می شود و جنبه های آسیب شناسی رفتار جنسی در مخاطبان به خصوص جوانان کم سن و سال افزایش می یابد. علت اصلی بسیاری بیماری ها و اختلالات جنسی در افراد فراگیری و اجرای رفتارهای نا متعارف جنسی است که در اثر الگوبرداری از برنامه های ماهواره می باشد. چنین وضعیتی همچنین می تواند این دیدگاه را در فرد ایجاد کند که پیمان ازدواج به دوران آزادی دختروپسر خاتمه می دهد زیرا پس از ازدواج این آزادی محدود می شود. به همین جهت بینندگان منفعل ترجیح می دهند که یا اصلاً ازدواج نکنند، یا با تاخیر،ازدواج کنند. زیرا در بیرون از خانه و دور از ازدواج رسمی می توانند با تنوع و آزادی جنسی بیشتری ارضاء شوند. از این رو هنجارها و ارزشهایی که چنین شبکه هایی سرلوحه ی برنامه های خود قرار می دهند ، نه تنها مروج ارزشهای دینی و اخلاقی نیست ، بلکه خود عامل ایجاد ناهنجاری ها در سطح خانواده گشته ، برای ترویج و تثبیت افکار ، ایده ها و باورهای شخصی و گروهی مخاطب را به سوی بی بندوباری و انحراف سوق می دهد. امری که در جامعه ای مثل کشور ما بسیار ناپسند و خلاف عرف و اخلاق عمومی است و این نوع رفتار با فرهنگ دینی ما همخوانی ندارد. چنین مسائلی حتی در جوامع غربی نیز به عنوان نابهنجاری وجود داشته و با این ناهنجاری ها برخورد می شود ، اما شبکه های ماهواره ای به بیننده منفعل اینگونه القاء می کند که در کشورهای غربی چنین روابطی مورد پذیرش می باشد ، این رسانه « به واسطه ی بار فرهنگی که دارد تأثیر بسیار زیادی برچگونگی فرهنگ و نظام آموزشی افراد جامعه می گذارد.» (منادی 1385). چرا که قدرت فوق العاده ای روی اذهان آدمی دارد ، قدرتی که تا کنون سابقه نداشته است ، اگر در مقابل نفوذ آن مقاومت نکنیم ، ما را از جاده تمدن دور خواهد کرد (پوستی 1379).
-
زدن زیرآب بنیان خانواده:
در خانواده با معیارهای اسلامی ، مرد احساس مسئولیت عمیقی در قبال اعضای خانواده ی خود دارد و خود را موظف به حفظ حریم خانواده می داند و این تلقی باعث تعهد مرد به بانوی خانۀ خود و فرزندان برای تأمین نیازهای آنها می شود. در برنامه های ماهواره ای مرد خانواده به عنوان یک فرد مطرح می شود که امیال فردی اش معیار رفتارهای او هستند. چنین فردی خود را متعهد به دیگر اعضای خانواده نمی داند و خود او مقدم بر تمام مناسبات خانوادگی است و برای تأمین امیال و نیازهای خود می تواند روابط مقدس خانوادگی را زیر پا بگذارد. چنین مردی مطلوب زن ایرانی و غیرت زنانه ی او نیست و لذا مرد خانواده را تکیه گاه محکم خود و فرزندانش می خواهد. از سوی دیگر برنامه های ماهواره ای زن را نیز به همین ترتیب یک فرد تعریف می کند که امیال او مقدم به هر فرد دیگر از جمله اعضای خانواده است. چنین زنی نیز مطلوب مرد در خانواده ی ایرانی با آموزه های اسلامی نیست که زن را مدیر منزل و مسئول تربیت فرزندان و تنظیم ارتباطات اجتماعی تلقی می کند. بر همین قیاس فرزندان در خانواده ی اسلامی دارای نقش ها و موقعیت های تعریف شده هستند که حقوق و تکالیفی را در رابطه با پدر و مادر و خانواده به عنوان یک نهاد به عهده دارند. برنامه ها و سریال های ماهواره ای این نقش ها را دگرگون معرفی می کنند و برای مثال یک دختر یا پسر جوان در خانواده ی غربی را آزاد از تعهدات به پدر و مادر و نهاد خانواده نشان می دهند. چنین تصویری باعث تعارض نقشی در فرد می شود و در حالی که فرهنگ و واقعیات زندگی تکالیف دیگری برای او تعریف کرده اند و البته متناسب با این تکالیف ، حقوقی نیز برای او در نظر گرفته اند که فرزند یک خانواده ی غربی از آنها محروم است. بر این اساس برنامه های ماهواره ای با تعقیب یک خط سیر فکری که مهمترین مفهوم آن «فردگرایی» است ، سعی در بازاندیشی مناسبات خانوادگی دارد. اولین گام در این مسیر تعریف مجدد نقش عای اعضای خانواده است. در حالی که این نقش ها و حقوق و تکالیف تعریف شده برای آن، حاصل پیشنیۀ دیرین خانواده در ایران بر اساس تعالیم اسلامی است و اجزای آن با هم انطباق یافته اند و به هماهنگی رسیده اند. بر این مبنا برخی از مهم ترین آسیب های ماهواره برای حانواده و اعضای آن در کشور ما عبارتند از: ترویج فردگرایی ، بازاندیشی نقش ها ، تعارض فرهنگی ، نا آرامی ذهنی و نارضایتی ، که خود در میان زنان و مردان و فرزندان خانواده و نهایتاً بعنوان اعضای اجتماع ، اثرات متفاوتی دارد. با تضعیف خانواده ، تکیه گاه فرد و پایگاه اجتماعی و اقتصادی اش تضعیف می شود و باید پیش از نهادهای فرهتگی یا سیاسی ، خود فرد جلودار مبارزه با عناصر بیگانه و متعدد به حریم خانواده اش باشد.
-
سست شدن بنیان خانواده
از دیگر تبعات حضور بدون کنترل و حتی با کنترل ماهواره بر خانواده است ورود ماهواره به خانه را می توان به منزله ورود یک فرد نامحرم و لاابالی دانست که دوست ناباب برای فرزندان است، درصدد اختلاف افکنی بین زنها و شوهرهاست ، به ناموس افراد چشم طمع دارد ، دین افراد را می گیرد ، مرزها و حریم های خانواده را می شکند ، به آسانی حقیقت های سیاسی و اجتماعی را وارونه جلوه می دهد، دزد وقت افراد است و اگر بتواند حتماً سرک هم به کیف پول افراد خواهد زد ، خرید ماهواره به منزلۀ دعوت این فرد ناباب به منزل هاست. مجاز شمردن خیانت زن به شوهر و زشتی زدایی از روابط قبل از ازدواج و حتی حاملگی بدون روابط قانونی ، اهانت به والدین و بی توجهی به آنها ، نفوذ جادو و طلسم در زندگی روز مره بازیگران همه و همه باعث شده فیلم ها و سریال های ماهواره به طور هدفمند عفت و اخلاق اجتماعی را نشانه گیری کنند.
الف. دختران فراری
از مهم ترین کارکردهای سریال ها و فیلم های پخش شده در ماهواره ، آزادی در خارج از خانه هاست، به این معنا که افراد مخصوصاً دختران جوان را که به صورت سنتی و فرهنگی در خانواه ها با محدودیت هایی روبرو هستند را دچار حس زندانی بودن در خانه می کنند. این فرایند روانی به صورت خیلی ساده با مقایسۀ دختران موفق یا آزاد سریال ها و فیلم ها ، وضعیت دختران قربانی در ذهن وی شکل می گیرد ، کم کم با عدم مدیریت صحیح در خانواده ها تبدیل به یک عقده و در نتیجه فرار یا رویگردانی دختران جوان از فضای امن خانه می گردد. چنین پدیده ای در خانواده های که از ساختار درستی برخوردار نیستند شدیدتر است.
ب. بدحجابی و زنان خیابانی
طبیعی است که وقتی در خانواده ها ، بدون هیچ محدودیتی اعضای خانواده پای ماهواره می نشینند و فیلم هایی را می بینند که برای خانواده مناسب سازی نشده است ، و بی حجابی در آن به عنوان یک امر عادی موج می زند. به مرور از حجاب ارزش زدایی و زنان خانواده ترجیح بدهند که با حجاب کم رنگ تر یا احیاناً بی حجاب در جامعه حضور پیدا نمایند. این مسئله با عمومی تر شدن بی حجابی و حتی استقبال نامحرمان از حضور بی حجاب زنان در جامعه تبدیل به ایجاد فضای خودنمایی برای نامحرمان و در ادامه روند دور شدن از دیده شدن در خانواده تبدیل به پدیده زنان خیابانی یا شکل گیری روابط نامشروع بین افراد متأهل می گردد. نمونۀ زشت این آسیب را می توان در بین زنان جوانی دید که علی رغم متأهل بودن با آرایش های بسیار زننده به همراه دختر کوچکشان که وی نیز آرایش شده است در خیابان ها دید ، زنانی که از بروز دادن رفتارهای دوستانه با مردان نامحرم در خیابان ها هیچ ابائی ندارند.
ج. تأثیر منفی بر روابط بین افراد ، اختلاف خانوادگی و شکستن حریم های خانواده
وقتی افراد در برنامه های ماهواره می بینند که افراد چقدر با انزواطلبی و حتی مقابله با افراد خانواده شان و یا حتی خیانت به آنها می توانند موفق باشند ، این خانواده را به سوی اختلاف داخلی ، کم اهمیت شدن نقش پدر ، ایجاد اختلاف بین زوجین و دوری فرزندان از والدین می کشاند. یا در سوی دیگر،وقتی که پدر یا مادری به همراه پسر یا دختر جوانشان نظاره گر تصاویر فیلمی هستند که در آن یک معاشقه ولو خفیف صورت گیرد ، همین مسأله موجب از بین رفتن پرده های حجاب بین افراد خانواده و در نتیجه شکستن قبح افعال می گردد. تنها خدا می داند که در خانواده ای که قبح افعال شکسته شده باشد ، چه اتفاقات بدی رخ خواهد داد. حضرت علی در مورد حیا فرمود: الحیاء فعل القبیح یعنی حیا از انجام افعال قبیح جلوگیری می کند. و واضح است که در نبود حیا و شکسته شدن حریم خانواده چه اتفاقات شومی رخ خواهد داد.
د. ترویج هوس خواهی و تنوع طلبی
آنچه در سریال ها و فیلم های نمایش داده شده در ماهواره مشاهده می شود ، بازیگرانی هستند که صرفاً به خاطر زیبایی هایشان جلوی دوربین ها حاضر می شوند ، و در سرتاسر پخش برنامه، زیبایی های ظاهری و جسمی شان به صورت بسیار پررنگ نمایش داده می شود به گونه ای که محرک شهوات افراد باشد. در طرف دیگر قضیۀ عموم سریال ها و فیلم هایی که برای مخاطب ایرانی و مسلمان ماهواره آماده سازی می شود ، سعی می شود که در آن برای افراد حق چشیدن روابط دیگر علاوه بر روابط زناشویی را محفوظ بداند. همین مسئله علی الخصوص در مردان موجب این می گردد که حتی برای تفریح که شده به دنبال رفع عطش تنوع طلبی شان باشند. و حتی اگر به دلایل خودداری از انجام اعمال خارجی اعمال ، خودداری کنند ، ولی ذهنشان درگیر این مسأله باشد. کمترین اثر این آسیب کم رنگ شدن رابطۀ عاشقانه بین زن ها و شوهرها و عدم رضایت و تمایل جنسی خواهد بود. در حوزۀ فردی هم مهمترین آسیب های ماهواره در حوزۀ فردی و شخصیتی و تشتّت ناآرامی فکری و عدم امنیت روانی ، عدم اعتماد به اطرفیان و دروغگو دانستن همه یا اکثر افراد ، لیجاد روحیۀ دوگانگی شخصیتی در دراز مدت و بروز ناهنجاری های فردی و اجتماعی ، القای افسردگی و غم و ناامیدی بویژه در بین جوانان ، سیاه نمایی و مسموم کردن جوّ فکری ، همچنین ترویج هیجان کاذب خصوصاً در ابعاد سیاسی و احساسی انسان می باشد. همچنین مهمترین آسیب های ماهواره در بحث فرد در خانواده تضعیف و نادیده گرفتن پیوند ، حق مسلم زناشویی ، القای تجربه به چندین باره عشق توسط زن و مرد حتی بعد از ازدواج ، بی فرهنگ و بی کلاس معرفی کردن والدین دارای فرهنگ سنتی و اصیل ، القای موضوع که عشق گمشدۀ هر فرد ، دنبال او می گردد و معرفی دوست دخترها و دوست پسرها به عنوان دوستان خانوادگی و نه تنها به عنوان عاشق و معشوق می باشد.
-
به عنوان چشم های شیطانی
در راستای علت استفاده از برنامه های نامناسب ماهواره در میان برخی از خانواده ها می توان مثال معرفی را مطرح کرد که بسیار قابل تداعی است و آن اینکه همه می دانند مصرف سیگار برای سلامتی انسان و حتی اطرافیان مضّر است ولی بسیاری از افراد و حتی بعضی از پزشکان نیز سیگاری هستند و قدرت ترک آنرا ندارند. ماهواره ها نیز اگرچه بر خلاف سیگار در کنار سایر اختراعات بشری فواید بی شماری خصوصاً در بخش های علمی و تحقیقاتی هواشناسی و… دارد اما آنچه که امروزه در سطح جامعه از آن به عنوان برنامه های ماهواره نام برده می شود همان امواج شیطانی است که حقیقتاً موضوعات آموزنده آن در حداقل جایگاه قرار دارد. همچنین چون عمده مردم ما هم مسلط به زبان خارجی نیستند(شبکه علمی ماهواره ها با زبان های خارجی پخش می شود) مراجعه عمده استفاده کنندگان از برنامه های ماهواره ای یا به برنامه های ماهواره ای فارسی زبان است که بودجه و برنامه های آن از سوی قدرت های سلطه گر تأمین می شود و بازی گردانی آن هم به عهدۀ سلطنت طلبان و گروههای مجذوب فرهنگ غربی می باشد و یا آلوده به صحنه های سکس و… که در هر دو حالت نگاه و رویکرد علمی هیچ جایگاهی ندارد. واقعیت این است که امروزه رسانه ها در همۀ کشورهای جهان، نقش بسیار ویژه ای در پیدایش تحولات اجتماعی و فرایند شکل گیری نگرش ها و دیدگاهها ایفا می کنند و در ایجاد بخش مهمی از ساختارها ، هنجارها و ارزش ها و ضدارزش ها هم سهم و جایگاه بسیار مهمی دارند. از این رو خانواده ها باید به ارزش های همان رسانه ها نیز دقت کنند تا مطمئن شوند اطلاعاتی که از آن رسانه ها به دست خانواده خصوصاً فرزندان می رسد از مجاری مطمئن و سالمی می باشند. نکتۀ دیگری که نباید فراموش کرد این که وظیفۀ آدمی برای حفظ سلامت نفس بسیار مهم و حساس است و همانطور که یک غذای مسموم می تواند انسان ها را بیمار و حتی از بین ببرد. یقیناً برنامه های خاص ماهواره ای هم می تواند یک فرد یا اجتماع را هم بیمار و نابود سازد. کما اینکه همه ما دراین باره نمونه های فراوانی سراغ داریم و اگر ریشه بسیاری از بزه ها و ناهنجاری های اجتماعی را که اکنون در سراسر دنیا تقریباً به یک شیوه انجام می شود جستجو کنیم، در خواهیم یافت که همه آنها از یک آبشخور به نام ماهواره ها سرچشمه گرفته اند. البته همین ماهواره ها هم خبرهای ناگواری را حتی از کشورهای غربی به گوش ما می رسانند که چنان سرنوشتی اگر نصیب هر ملتی شود، نابودی آن در آینده ای نه چندان دور قطعی خواهد بود. افزایش شدید آمار کودکان نامشروع ، کاهش زاد و ولد ، رسوایی های اخلاقی مقامات و شخصیت های به اصطلاح درجه اول این کشورها ، افزایش شدید مصرف مشروبات الکلی ، قرص های اکس ، افزایش افسردگی و شمار خودکشی و قتل گسترش باندهای فساد و فحشا و قاچاق زنان و کودکان و… همه و همه خبرهای ناگواری است که حتی اعتراض اندیشمندان غربی راهم در پی داشته است و جامعه شناسان و طرفداران حریم خانواده و اخلاق
را در کشورهای غربی نگران کرده است.
هدف اصلی پخش فیلم ها و سریالها در شبکه های ماهواره ای:
-
ایجاد خانواده بی قید در برابر خانواده های سنتی
در خانواده های سنتی پدر و مادر از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند. جایگاه ویژه پدر و مادر به صورت طبیعی مانع بسیاری از انحرافات است. وقتی فرزند در تصمیم های خود به نظر پدر و مادر خود توجه می کند ، راه برای تن دادن به کارهایی که نهاد خانواده را تحت الشعاع قرار می دهد تنگ می شود. اما در شبکه های ماهواره ای یکی از اصلی ترین کارها خارج کردن پدر و مادر از محوریت خانواده و معرفی آنه در اندازۀ زمینه ساز تولد است. یعنی پدر و مادر کسانی هستند که به جهت قانون طبیعت زمینه ساز تولد فرزند هستند و باز هم به جهت همین قانون طبیعت باید تا مدتی که فرزند توانایی مراقبت از خویش و پاسخ به نیازهای روزمرۀ خود را ندارد ، از او مراقبت کنند. اما وقتی که فرزند از آب و گِل در آمد ، پدر در حد یک کارگر برای تأمین مخارج و مادر هم در حد یک خادم برای انجام وظایفی مانند آشپزی و رخت شستن و اتو کشیدن و… پایین می آید. در این خانواده پدر و مادر نقشی در تربیت فرزند خود ایفا نمی کنند. شبکه های ماهواره ای بدون اینکه حساسیت خاصی ایجاد کنند باورهای ما را فتح می کنند و خانواده بی قید را در مقابل خانواده دینی عَلَم می کنند. اگر خانواده از حالت مقید بودن و دینی خود بیرون آمد ، آن جامعه محکوم به فناست کما اینکه در غرب این اتفاق در حال افتادن است.
2. ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن و شوهر به یکدیگر
غرب به این نتیجه رسیده است که تا وقتی زن و شوهر در خانواده سنتی به وفادارند و روابط در محدوده خانواده منحصر می شود ، نمی تواند خانواده سنتی را از هم بپاشاند. به همین دلیل یکی از اصلی ترین شگردهای آنها برای به هم ریختن خانواده سنتی ، ترویج خیانت همسران به یکدیگر و عادی جلوه دادن اینها به ویژه خیانت زن به شوهر ، مخصوصاً اگر زن متوجه شد شوهرش به او خیانت کرده است یک حق مسلم و طبیعی بداند که او هم به شوهر خیانت کرده و انتقام بگیرد. به شدت در سریالها این موضوع را تبلیغ می کنند. اگر زنی در محدودۀ ارتباطات خود آن قید وفاداری را کنار زد دیگر نمی تواند همسر و مادر خوبی باشد. در این صورت خانواده ای بوجود نمی آید. ستون خیمه خانواده های سنتی مادر است. تجربه شده که در بسیاری از موارد پدر خانواده وقتی بی قید بوده است ، آن خیمه خانواده برپا مانده است ، مادر با آن ایثارو فداکاری ،زندگی را حفظ نموده است.
عوامل گرایش به ماهواره در خانواده
-
تمایل خانواده های ایرانی به دیدن سریال و ترجیح آن به فیلم سینمایی ، تا جائیکه بسیاری از کانال های ماهواره ای اکنون اقدام به پخش سریال در میان برنامه های عادی خودنموده اند.
-
تمرکز شبکه های ماهواره ای به حوزه هایی از زندگی اجتماعی که جزء حوزه های ممنوع و بعضاً تابوهای جامعه ی ایرانی به شمار می روند ، مانند روابط آزادانه با جنس مخالف ، نوشیدن مشروبات الکلی در مواقع جشن و غم ، عدم تقید به ظواهر مذهبی و کافی بودن داشتن نیت پاک ، روابط نامتوازن میان افراد دارای اختلاف بسیار و بسیاری موارد دیگر از این قبیل.
-
بیننده در بسیاری موارد به خود حق می دهد تا با ذهن خسته از کار روزانه و یادگیری های اجتماعی خود را با دیدن برنامه هایی بدون محتوا ، اما سرگرم کننده و جذاب هر چند مضر آرام نماید.
-
وجود برخی سریالهای کم جاذبه ی داخلی که فاقد پاسخگویی به نیاز سرگرمی و رفع خستگی برای دسته ای از مخاطبان ایرانی است.
راهکارهای پیشنهادی
-
تقویت فرهنگ خودی و نشان دادن ارزش های بالای آن به سطوح پایین جامعه ، دفاع از ارزش های ملی ، ارتقاء سطح آگاهی افراد ، ترویج زندگی معنوی و تقوا ، ترویج الگوهای رفتاری صحیح در خانواده و جامعه.
-
حرکت مقابله ای صدا و سیما برای ساختن و بازنمایی مجدد ارزش های جامعه و صیانت از حریم خانواده به منظور مقابله با اثرات منفی فیلم های مناسب ماهواره ای.
-
حرکت آگاهانه و صحیح مدیران فرهنگی جامعه برای کاهش اثرات منفی برنامه های ماهواره.
-
وظیفه اصلی مسئولان فرهنگی ، ایمن سازی افراد به ویژه نوجوانان و جوانان در برابر هجوم بیگانگان و افزایش قدرت مقاومت آنان است. ایمن سازی نیز با برنامه ریزی های اساسی برای گسترش شناخت معارف اسلامی و باورهای اعتقادی و مذهبی در جامعه میسر است که می تواند با گذشت زمان ، افراد جامعه را به خودآگاهی و خودباوری برساند. به عبارت دیگر باید جوانان عزیز را به گونه ای تربیت کرد که آگاهانه و با اختیار کامل از گناه دوری کنند تا بتوانند از ماهواره به عنوان برنامه تکمیلی بهره مند شوند.
-
تبیین صحیح پیامدهای منفی ماهواره برای جوانان و والدین آن ها با بهره مندی از مطبوعات ، رسانه ها و انجمن اولیا و مربیان مدرسه.
-
بی شک محدود آفرینی در استفاده از برنامه های ماهواره بدون جایگزین کردن برنامه های سازنده و مورد علاقه جوانان در رسانه های ملی به نتیجه نخواهد رسید. بنابراین گسترش شبکه های رادیویی و تلویزیونی و توسعه ی برنامه های گوناگون ، باید جزو برنامه های اساسی دولت مردان ، به ویژه مسئولان صداوسیما قرار گیرد.
در اینجا به منظور پیشگیری از گسترش تمایل به برنامه های تلویزیونی ماهواره ها و جلوگیری از تبعات ویرانگر آنها ، چند پیشنهاد ارائه می شود:
-
توجه به نیازهای طبیعی و مشروع مخاطب: رسانه ملی می تواند با توجه به نیازهای طبیعی مخاطبان ، معرفی الگوها و مدهای مناسب و بومی در مقابله با رسانه های بیگانه است. رسانه می تواند با شناختی که از نظام فکری و اجتماعی مخاطب خویش دارد ، پاسخگوی نیازهای آنان باشد.
-
ارائه الگوهای مناسب و تبیین پوچی و بیهودگی الگوهای بیگانه: الگوهایی می توانند سبب رشد دیگران شوند که خود رشد یافته باشند. افرادی که در مسیر هدایت ، محکم و استوار هستند و آگاهی به علوم و معارف الهی دارند ، تضمین کننده رشد و کمال انسان ها هستند و باید به عنوان الگوهای موفق و مناسب در رسانه معرفی شده و به نقش آنان در سلامت اخلاقی و اجتماعی و تحکیم بنیان های خانواده پرداخته شود.
-
تلاش برای تولید سریالهای قوی ، متناسب با باورهای ملی-مذهبی ؛ کیفیت و محتوای سریالهای داخلی باید به دقت بررسی شود. اگر پیام ها چندان ارتباط ومناسبتی با بافت اجتماعی جامعه نداشته باشند ، جاذبه ای هم برای مردم نخواهند داشت. از اینرو سبب گرایش بیشتر مخاطبان به سمت ماهواره گردیده ، و به مرور تنوع و تکثر شبکه های داخلی نیز به پخش برنامه های نمایشی گذشته و تکرار آنها می انجامد.
نتیجه گیری:
برنامه ریزی جهان غرب در جهت هویت زدایی ، دین زدایی ، خانواده ستیزی و خانواده گریزی است و بر اساس این محورها به تولید فیلم و برنامه می پردازد. نگاه اساسی فیلم هایی که توسط رسانه های غربی تولید و از طریق ماهواره به طور رایگان در اختیار خانواده قرار می گیرد از میان بردن نگاه عفیفانه مرد و زن در خانواده است. آنها تلاش می کنند تا زیور عفاف را به عنوان یک عامل مخرب جلوه دهند و تعهد و پایداری افراد خانواده را نسبت به هم از میان ببرند. تاثیر برنامه های کاهواره بر فرهنگ خانواده ها ناشی از قدرت نفوذ و تاثیر گذاری رسانه در جامعه است. رسانه های دیداری و شنیداری بخشی از منش و اخلاق افراد جامعه را تحت تاثیر خود قرار می دهد. اگر خانواده ها به صورت مداوم و مستمر مخاطب برنامه های ماهواره باشند ، قطعاً تاثیر بسیار عمیقی بر آنها خواهد گذاشت ، بویژه دختر و پسر جوانی که آمادگی پذیرش افکار مختلفی را دارند.
تبلیغات سوء شبکه های ماهواره ای اثرات مخربی ذر اعتقادات ، تفکرات ، شخصیت و تربیت خانواده ها بویژه زنان و جوانان دارند و افراد را از تفکرات و اعتقادات صحیح خود جدا می کنند. تمام هدف این برنامه ها نابودی سلامت فکر و رفتار افراد است. مشاهده دائم برنامه های نامناسب ماهواره افراد را دچار حالت مسخ شدگی و از دست رفتن عقلانیت می کند و خانواده های تحت الشعاع این برنامه ها از مسیر اصلی تربیتی خود که رشیه در مکتب اسلام دارند فاصله می گیرند.
منابع:
1)شکربیگی ، عالیه (1391). رسانه ، زنان و مناسبات خانواده ، نشست انجمن جامعه شناسی ایران.
1)آزاد ، تقی ، رسانه ها و فرهنگ ها ، سروش ، تهران ، 1372.
2)ثنایی ، باقر (1379). آسیب شناسی خانواده ، نشریه ی پژوهشی تربیتی ، سال اول ، شماره ی 3.
3)خیری ، حسن ، (( دین ، رسانه ، ارتباطات اجتماعی )) ، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ، قم ، چاپ اول ، 1389.
4)رفیعی ، زهرا ، آسیب شناسی خانواده ی ایرانی ، نشریۀ همشهری ، 24/11/1384.
5)زندی ، مجید ، چشم های شیطانی ماهواره ، نشریۀ جمهوری اسلامی ، 14/06/1385.
6)نگارش ، حمید ، و گروهی دیگر ، تبلیغ دین از منظر دین ، زمزم هدایت ، قم ، چاپ اول ، 1383.
7)هوور ، استوارت ، ترجمۀ مجید اخگر ، (( برگزیدۀ دانش نامۀ دین ، ارتباطات و رسانه ، هنر و اندیشه ، قم ، چاپ اول ، 1388.
="mso-element: footnote;" id="ftn1">
[1] کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، مشاور حوزه علمیه خواهران گرمسار
جام جهان در دست کیست ؟ (جام جهانی و انتظار)
بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْــرٌ لَّكُمْ
بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْــرٌ لَّكُمْ
بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْــرٌ لَّكُمْ
صفحه ی جامعه مجازی ام را رفرش مجدد می زنم. به ناگاه مطالبِ دوستان همه رنگ و بوی فوتبالی میگیرد!! یکی داور را به طوفان ناسزا سپرده و دیگری از غیرت ایرانی میگوید و به آن می نازد، و آن دیگری غرقِ تحلیلِ شوقِ مسی بعد از گلِ دقیقه ی 90 و . .
مطالبِ فوتبالی به سرعت برق و باد بیشتر و متنوع تر می شوند و من تازه فهمیده ام امشب ایران با آرژانتین بازی داشته!!!
برایم چندان حزن آور نبود این شکست و این میدان ، البته بردشان برایم سرور آفرین می بود اما چه فرقی می کند برد یا باخت!! شاید کسانی بر من خرده گیرند که : “ای بابا مگه تو عـِـرقِ ملی نداری آخه ؟” . و من باز هم در هجوم امّا ها و اگر های ذهنم ، حلاجی میکنم که چگونه پاسخش گویم تا از سطحِ کلامم به عمقش رسد!!
اما از این هیاهوی ذهنی ام می گذرم و شرح را ناتمام باقی میگذارم، او را می سپارم به برداشت های ِصحیح یا غلطش! همه چیز را که نمیشود مو به مو شرح داد و گفت منظورم آن است و این نیست و یا این است و آن نیست!!
بلی داشتم میگفتم چه تفاوتی دارد برد یا باخت در میدانِ بازی ، آنهم در دنیایی که با بازی سرگرمت می کنند تا مقصد فراموشت شود. بُرد کجا مهم است و باخت کجا ؟ غیرت در کجاست که معنای حقیقی اش را نمایان می سازد ؟!
روزها بود که میخواستم حزنم را در این خانه با دیگرانِ هم دردم تقسیم کنم، دردی که هر آن مرا نیشتر می زند که ایرانی قبل از بُرد ورزش و بازی اش باید در میدان غیرت و فرهنگ و دینداری بُرده باشد ، وگرنه همان به بازی را نیز ببازیم !
امروز که جوابیۀ مستر “جیزالدوله” - طنزپرداز معروف - را که در اعتراض مردم به نوع پوشش دار و دستۀ بی هنرانِ ایرانی می خواندم ، حزنی بی بدیل جانم را به باد کتک گرفت و روجم زار زار گریست برای ادبِ این مبادیِ آدابِ طنز. البته شاید به خیال خود خواسته بذله گویی کند تا دلِ ما جماعت برزیل نرفته را اندکی شاد سازد، اما گمان نمیکنم اینگونه باشد چرا که بسیار مصرانه و جدی مرقوم فرموده بودند:
اصلا به کسی چه من چه می پوشم و اعلام میکنم نمایندۀ هیچ کسی در برزیل نیستم و صرفا به عشقفوتبال رفته ام.. .. و شلوارک میپوشم تا شورت پوشان را تشویق کنم . میپوشم تا پاره ای از اعضای بدنِ شماها که چشمِ دیدنِ تفریحِ ما را ندارد—– جیـــــــــززز (ببخشید ناچار به سانسور هستم)
بلی اینگونه است که نمیدانم این عرقِ ملی را کجایِ دلم جای دهم وقتی می بینم قسمتِ اصلیِ بدنۀ وطنم که ایمان و شریعتمداری است را کنده اند و در زباله دانِ فرودگاه طهران شوتش کرده اند!
حالا این جایِ داستان را داشته باشید :
تعدادی از اعضایِ تیم بوسنی در نمازِ جمعۀ شهرِ محل اقامتِ کنونیِ شان در برزیل که کوبابا نام دارد ، شرکت کرده اند!! دست از بندگیِ معبودشان نکشیده اند و بازی را خیلی جدی نگرفته اند. بازی هر چه باشد بازیست.
نمی دانم شاید یوم الحسرة روزی ست که باید حسرتِ بازی های باختۀ دنیا را خورد . . کسی چه می داند!!
هر روز اخبار تازه تری از برزیل می رسد و گوش جهانیان را به قدری پر کرده که دیگر اخبار داعشان و بحرین و سوریه و میانمار و پاراچنار و مصر و .. شنیده نمی شود!
90 دقیقه از مقابل جعبۀ جادو جم نمیخوریم و همه چیز عالیست، بساط ها پهن و دلها همه مشغولِ یادِ معبود . مغروقِ و مبهوتِ بندگی کردن برای او ( البته این سوی قضیه را هم انکار نمیکنم که ورزش خوب است و جوانها را
از اعتیاد ( :D ) و غیره و ذلک دور می سازد و هم چنین انکار نمیکنم ک این بهانه ها لازم است برای دورِ هم نشینیِ خانواده ، آنهم در عصری که به ندرت می توان خانواده را یکجا و در کنارِ هم دید)
آری میگفتم منِ ایرانی در انتظارِ یک گل یا پاسِ زیبا و دریبل های به موقع می نشینم و کِیفم را مدام کوک میکنم گاه از گل نشدن و یا پاسی اشتباه و یا آفسایدی حساس ، آه می کشم و غم خانۀ دلم را مشغول می دارد، آنچنان غمی که گویا عذابی خوفناک نازل شده.. توپ که به سمتِ میدانِ حریف همچو بَبر میغرد تا دروازۀ حریف را بدرد ، آنچنان مسرورم که گویا خداوند هبه ای از بهشت نازل کرده. و اما یادمان رفته زمین ، زمینِ بازی است و بازی برد و باختی دارد نه چندان اخروی..
و اما می خواستم بدین جا رسم تا بگویم انتظارها، طپش های قلبمان، حزن و سرورمان را خوب در بازی ها زیر ذره بین ببریم و میزانش را جایی ثبت کنیم؛ حزن و ضربانهای قلبمان در بازی را ثبت کنیم تا مقایسه اش کنیم با حزنی که فراقِ بقیه الله برایمان دارد ، با طپش های قلبمان و میزانِ منتظر بودنمان برای ظهورِ گلِ وجودش!
آن روز مباد که آه حسرت سر دهیم و گوش افلاکیان را ناخرسند سازیم، چه رسد به اویِ اصلی . .
سخنی باقی نیست جز اینکه “بقیه الله خیر لکم”
سرتان بی درد و دلتان با درد باد ان شاء الله
آهای دنیا! *
دیر یا زود جام جهانی تمام می شود،
اما آنچه باقی می ماند، فریاد توست در جست و جوی عدل و داد.
قهرمان واقعی را بچسب! مردی از تمام ملت ها! مردی برای همه!
خدایا! چیزی خیلی زیاد از ارزش های آدمیزاد کم کرده است؛
نیامدن بقیه الله را می گویم! غیبت را! تروریست ها، الباقی شیطان بزرگ اند،
اما تو هنوز مابقی خودت را به ما بدهکاری… بقیه الله را… بفرست او را…
خدایا! این جام ها، و هزاران از این جام ها، با این همه ناداوری ها، کام بشریت را سیراب نمی کند.
خدایا! گذشت دوره ای که توپ گرد، سرگرم مان کند.
می بینی! ما حتی از زمین فوتبال هم دنبال آن زمینی می گردیم که تو وعده اش را به عدل و داد داده ای…
و آن روز بیشتر می چسبد خواندن این سرود؛ «سر زد از افق، مهر خاوران…».
____________________________________
* قدیانی در فارس نوشته بود
شاهدِ دردِ ایرانی و غیرت اسلامی :
خبری هست ( پایِ منبرِ عمار ولایت ؛ آقای پناهیان )
پیوند: http://www.aparat.com/v/OoJ2Y
داغی بــــه دل اهـــــل ولا نگذارید
بـــر روی غرور شیعه پــا نگذارید
مـا خشم کنیم سفره تان برچیده است
هــی سر به سر غیرت مــا نگذارید
+
شما مخاطب گرامی را دعوت به مشاهدۀ لینک می کنیم
دو روی سکه تحولات منطقه
دورخیز حق و باطل برای نبرد نهایی . . . ؟
براحتی می توان حدس زد که آمریکا ، انگلیس و صهیونیست ها از پروژه خود که با نام انقلاب مردمی در شام و سوریه شروع شد و اکنون با ورودش به عراق تلاش می کند خود را در هیبت جنگ شیعه و سنی نشان دهد ، الان چقدر خوشحال و راضی هستند . آنها با این پروژه :
۱- کل پتانسیل جهادیون در سراسر جهان که این قابلیت را داشتند علیه مواضع خودشان اقدام به حرکت های جهادی بکنند ، بدون دردسر یک جا و آن هم در منطقه شامات و خاورمیانه و بیخ گوش ایران جمع کردند و نابودیشان را در یک جنگ فرسایشی خانمان برانداز نظاره می کنند .
۲- آتش فتنه مذهبی و جنگ به اصطلاح شیعه و سنی را که سالیان سال برایش تلاش کردند بر می افروزند.
۳- بدون دردسر ایران ، محور مقاومت و مسلمین منطقه را سرگرم جبهه های فرعی می کنند . جبهه هایی که بدون کمترین هزینه برای خودشان ، هزینه های زیادی را روی دست جبهه مقاومت گذاشت و میگذارد .
۴- موجبات اجرایی شدن طرح خاورمیانه جدید آمریکا و تجزیه کشورهای منطقه که موجب تضعیف و تزلزلشا ن در برابر اسراییل می شود را فراهم می کنند .
۵- بدون اینکه مستقیما وارد جنگی شوند ، اما بازار سلاح هایشان را گرم کردند و به مدد دلارهای سعودی و قطر ، چرخ صنعت نظامی خود را می چرخانند .
تا این جای کار به نظر می رسد جناح کفر و باطل توانسته است تا حدودی به توفیق مد نظر خود دست یابد . امّـا
امّا روی دیگر این پروژه و تحولات مرتبط با آن این است که در بطن همین تحولات نامطلوب ما ، فرصتی استثنایی و بستری برای رشد ، تربیت ، کادرسازی و تشکیلات سازی و ارتقا تجربه نیروهای مقاومت و جبهه حق ایجاد شده که در غیر پیش آمد چنین شرایطی ، دستیابی به آن بسیار دشوار و زمان بر بود . این موضوع عملا موجب افزایش نفوذ ایران در منطقه و افزایش به مراتب بیشتر سطح قدرت نرم و سخت ایران و محور مقاومت نسبت به سال های قبل از این تحولات شده است.
مثلا این که نیروهای مقاومت و حزب الله لبنان تجربه نبردهای هجومی و شهری و خصوصا تجربه آزادسازی مناطق اشغالی را به تجربیات خود افزود و تشکیلاتش را در بسیاری نقاط گسترش داد .
تجربه و کادرسازی که ابعاد و آثارش را در آینده ، بهتر نشان خواهد داد و انشالله ذخیره ای می شود برای روز موعود و نبرد آزادسازی بیت المقدس ..
روزهای پرحادثه و تحولات اصلی در پیش است …
انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا …
دست خدا با جماعت است
وَ الْزَمُوا السَّوَادَ الْأَعْظَمَ فَإِنَّ یَدَ اللَّهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ وَ إِیَّاکُمْ وَ الْفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّیْطَانِ کَمَا أَنَّ الشَّاذَّ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْبِ (نهج البلاغه، خطبه ۱۲۷)
با جمعیت انبوه همراه باشید زیرا دست خدا با جماعت است و از تفرقه بپرهیزید، زیرا همانگونه که گوسفند وامانده از رمه از سرپرستی چوپان محروم و گرفتار گرگ می شود، انسان جدا شده از جامعه نیز از حمایت و هدایت اولیای الهی محروم و طعمه شیطان می شود.
تفرقه افکنان با پیروی از گام های شیطان به لغزش و انحراف دچار می شوند و کسی که بیراهه می رود و به اختلاف دامن می زند، گویا حتما انتظار عذاب الهی را می کشد. در آیه ۲۱۰ سوره مبارکه بقره می فرماید: هَلْ یَنظُرُونَ إِلَّا أَن یَأْتِیَهُمُ اللَّهُ فِی ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ آیا تفرقه افمنان منتظرند که عذاب خدا در پوشش های ابر بر آنان فرود آید؟
تفرقه افکنان با زبان حال و زمینه ای که فراهم کرده اند از خدا عذاب می خواهند، چون نه تنها با پیروی راه های شیطان به خویشتن ستم می کنند، بلکه جامعه اسلامی را به تفرقه کشانده، عذاب الهی را برای خود می خرند. حضرت در جای دیگر می فرمایند خداوند نه در گذشته و نه در آینده با اختلاف و تفرقه به کسی خیری نرسانده و نمی رساند.
منبع: کتاب مفاتیح الحیات
یلدا به خودش نگاه می کند و می بیند فقط یک «اسم زمان» است و دیگر هیچ
من ایرانی ام
و مسلمان
آن هم شیعه . .
همچو سلمان ، دینم را بر ملیتم برتری می دهم
+ مراسم یلدا با طعم روضه و غم آل الله را دل برگذار خواهم کرد . .
مضاف :
یلدا به خودش نگاه می کند و می بیند فقط یک «اسم زمان» است و دیگر هیچ
اما یلدا به عاشورا و حسین(ع) که نگاه می کند کم می آورد؛ شرم و حیا و فهم و شعورش به او می گوید که یک شب عادی باید خاکسار روز و شب عاشورا باشد.
قلب و عقلِ یلدا به او می گوید که با پوشیدن جامه عزا برای حسین(ع)، اعتبار و مقام بگیرد.
یک لحظه ی دیر آمدنِ صبحِ زمستان
باعث شده یلدا همه بیدار بمانیم
ده قرن نیامد پسرِ فاطمه اما
شد ثانیه ای تشنه ی دیدار بمانیم؟!!
در محضر جمال العارفین آیة الله میرزا جوادآقا ملکی تبریزی
تا فرصت داری توشــه ای بردار
[اى سالك طريق عبوديت ]تا مهلت دارى در مصيبت خويش تفكر نما
و تا تو را فرصت از دست نرفته، براى روز حسرت و پشيمانى و طول اقامت در روز قيامت و وحشتهاى روز رستاخيز، خود را آماده و بسيج كن
و بر نفس خويش كه در اين دنيا آن را به ناز و نعمت و خوشى و راحت عادت دادهاى و از عذاب و نقمت و سختى روز قيامت غافلش ساخته اى، گريان شو
و بگو :
اى معبود من! و آقاى من! و مولاى من! به كدام يك از كارها به نزدت شكايت آوردم؟!
براى كدام يك از آنها ناله كنم و گريان شوم؟!!
آيا به درد و شكنجه و سختى آن بگريم؟!
يا براى درازى و طول مدت بلاء بنالم؟! و يا از بيم مار و عقرب ضجه كنم؟!
يا از زحمت زنجير و پتكهاى آهنين فرياد آورم؟!
شايد از اين انديشه كم، به هوش آيى و پندگيرى و به وسيله بازگشت و توبه راست و درست، براى سفرى كه در پيش دارى، توشه اى برگيرى و خود را آماده و مهيا سازى و با كار نيك، كار زشت را نابود نمايى؛ همانا پروردگار، آمرزنده و دوستدار بنده خويش است و پادشاه مهربان و خوش پذيراى رعيت خود مى باشد.
از بندگانش توبه را مى پذيرد و نيكى اندك را به ثواب بسيار، جزا مى بخشد، گناهان را مى زدايد و كردارهاى زشت را به چندين برابر از كارهاى نيك تبديل مى فرمايد.
به نقل از کتاب باده گلگون
دل تنگی
چہ زود …
جــارو میکنـد
رفـتـگـر ِ شهــر
پـــائـیــز هــاے بے مــ هــر ِ عـمـرمان را
.
.
بـیـــــآ و دستے بر سر ِ این روزهــامــان بـکـش …
.
.
.
غیـبـتــــ کبری ِ تــو زمــانے
تمـــامــ ..
میشود کہ
غـفـلتـــــ کبری ِ مـــا
تمـــامــ ..
شود !!
تفاوت فلسفه و عرفان در کلام علامه
“فلسفه” حرف می آورد و “عرفان” سکوت
آن عقل را بال و پر می دهد و این عقل را بال و پر می کـــَنـَد
آن نور است و این نار
آن درسی بود و این در سینه
از آن دلشاد شوی و از این دلدار
از آن خدا جو شوی و از این خدا خو
آن به خدا کشاند و این به خدا رساند
آن راه است و این مقصد
آن شجر است و این ثمر
آن فخر است و این فقر
آن کجا و این کجا !
” علامه حسن زاده آملی “
پای درس رهبر [ ارتباط با قرآن ]
آخرینسخن امامخمینی(ره) دربارهآمریکاوغرب چهبود؟
امام راحل در تاریخ دوم فروردین آخرین سال عمر شریف خود، در پیامی به مهاجرین جنگ تحمیلی بر “لزوم استقامت در مقابل هجوم نظامی، سیاسی و فرهنگی جهانخواران” تاکید کردند. متن این پیام به شرح زیر است:
بسم اللّه الرحمن الرحیم
با سلام و درود به پیشگاه مقدس مولود نیمۀ شعبان و آخرین ذخیرۀ امامت حضرت بقیةاللّه ـ ارواحنا فداه ـ و یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم و ستم استکبار. سلام بر او و سلام بر منتظران واقعی او، سلام بر غیبت و ظهور او و سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک میکنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز میشوند. سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری و ایثار و شهادت راه ظهورش را هموار میکنند و سلام بر شما خواهران و برادران مهاجر که بدون شک در جنگ تحمیلی از کسانی هستید که صدمۀ فراوان روحی و جسمی و مالی خورده اید. شما عزیزان در زمان یورش وحشیانۀ صدام پس از روزها دفاع قهرمانانه اضطراراً محل زندگی و راحتی خود را ترک نموده و حقیقتاً به زندگی پر مشقت در نقطهای دور از خانه و کاشانۀ خویش تن داده اید. شما مهاجرین عزیز جنگ تحمیلی، لحظه لحظۀ جنگ و سختیهای آن را درک کرده اید. ان شاءاللّه جمهوری اسلامی در آیندهای نه چندان دور شهرها و روستاهای شما را بهتر از قبل در اختیار شما خواهد گذاشت، ولی باید خود به کمک مسئولان آمده و در نوسازی و مهیاسازی شهر و روستاهاتان آنان را یاری نمایید. بحمداللّه فرزندان خردسال آن روز شما، امروز جوانانی من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی میخواهم که از هیچکس و از هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشای سرمایه داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدمهای اول مبارزۀ جهانی خود علیه غرب و شرقیم. شده اند که مانند سایر برادران و خواهران خود از میهن اسلامی شان دفاع خواهند کرد. همه می دانند که تحمل هشت سال فشار و سختی فقط برای اسلام عزیز بوده است، لذا مسئولین باید در دفاع از اسلام محکمتر از همیشه با تمام توان در مقابل تجاوز نظامی، سیاسی و فرهنگی جهانخواران بایستند، چرا که امروز دنیای استکبار خصوصاً غرب خطر رشد اسلام ناب محمدی ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ را علیه منافع نامشروع خود درک کرده است. امروز غرب و شرق به خوبی می دانند که تنها نیرویی که می تواند آنان را از صحنه خارج کند، اسلام است. آنها در این ده سال انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خورده اند و تصمیم گرفته اند که به هر وسیلۀ ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی است نابود کنند. اگر بتوانند با نیروی نظامی، اگر نشد، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بیگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و اگر هیچ کدام از اینها نشد، ایادی خودفروختۀ خود از منافقین و لیبرالها و بیدینها را که کشتن روحانیون و افراد بیگناه برایشان چون آب خوردن است و در منازل و مراکز ادارات نفوذ می دهند که شاید به مقاصد شوم خود برسند. و نفوذیها بارها اعلام کرده اند که حرف خود را از دهان ساده اندیشان موجّه می زنند.
من بارها اعلام کرده ام که با هیچ کس در هر مرتبه ای که باشد عقد اخوت نبسته ام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است. دفاع از اسلام و حزب اللّه اصل خدشه ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است. ما باید مدافع افرادی باشیم که منافقین سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفرۀ افطار گوش تا گوش بریدند. ما باید دشمن سرسخت کسانی باشیم که پرونده های همکاری آنان با امریکا از لانۀ جاسوسی بیرون آمد. ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ. کسانی که از منافقین و لیبرالها دفاع می کنند، پیش ملت عزیز و شهید دادۀ ما راهی ندارند. اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شده اند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچگونه گذشتی طرد خواهند کرد. مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطۀ شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ ارواحنافداه ـ است که خداوند بر همۀ مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در ادارۀ هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند. مردم عزیز ایران که حقاً چهرۀ منوّر تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختیها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفۀ اساسی شان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری و صمیمیت را در چهارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند. چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقۀ مستضعف فشار می آورد، ولی هیچکس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دوَل دنیای امروز و پایه ریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با امریکا و شوروی، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کرده اند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی میکنند؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب میکنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه های دار میروند؟ بر این امر هم افتخار می کنند.
این روشن است که شکستن فرهنگ شرق و غرب، بیشهادت میسر نیست. من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی می خواهم که از هیچکس و از هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشای سرمایه داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدمهای اول مبارزۀ جهانی خود علیه غرب و شرقیم.
مگر بیش از این است که ما ظاهراً از جهانخواران شکست می خوریم و نابود می شویم؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی می کنند؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می کنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه های دار می روند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب اللّه در جهان به اسارت گرفته می شوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفۀ اسلامی خود عمل کنیم.
امروز بیشتر از هر زمانی کینه و دشمنی استکبار علیه اسلام ناب محمدی برملا شده است. بسیج عمومی آنان در دفاع از یک خود فروخته و نویسندۀ مزدور گویای این واقعیت است و شاید آنان این همه فضاحت و بی آبرویی شان را به خاطر رسیدن به هدف شوم خود پیشبینی نکرده بودند که امروز با سرافکندگی و خواری از کردۀ خود پشیمان و با ذلت مراجعت میکنند. احتمالاً قضیۀ مبارزه با حجاب زنان مسلمان در فضای آموزشی، حرکتی انحرافی برای کمرنگ کردن جلوۀ عظیم دفاع جهان اسلام از رسول اکرم ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ می باشد. گر چه خود این واقعه هم از دردهایی است که ملتهای اسلامی گرفتار آن شده اند که چگونه در دنیای به اصطلاح آزاد، الزام زنان و دختران مسلمان به رفع حجاب عین دموکراسی است و فقط ما که گفته ایم کسی که به پیغمبر اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ توهین کند و اجماع فقهای مسلمین فتوا به اعدام آن می دهند، خلاف آزادی است! راستی چرا دنیا در برابر کسی که اجازه ندهد تا دختران مسلمان به دلخواه خود با پوشش اسلامی در دانشگاهها درس بخوانند یا تدریس کنند، ساکت نشسته است؟ جز این است که تفسیر و تأویل آزادی و استفاده از آن در اختیار کسانی است که با اساس آزادی مقدس مخالفند؟ امروز خداوند ما را مسئول کرده است، نباید غفلت نمود. امروز با جمود و سکون و سکوت باید مبارزه کرد و شور و حال حرکت انقلاب را پا برجا داشت. من باز می گویم همۀ مسئولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامیتان ـ به خیال خام خودشان ـ بیرون نبرند، آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور، همیشه با بصیرت و با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرام گذارید، لحظهای آرامتان نمی گذارند. البته ما از زحمات وزارت امور خارجه قدردانی می کنیم و آنها باید با جدیت به کار خود ادامه دهند که ان شاءاللّه در انجام وظیفۀ بزرگ الهی و سیاسی خود موفق خواهند بود. از خداوند متعال می خواهم تا مهاجرین عزیزمان را هر چه زودتر به خانه و کاشانۀ خود برساند و تلخی غربتها و سختیها را به شیرینی مراجعتشان مبدل سازد. در خاتمه لازم است از همۀ کسانی که از مهاجرین عزیز جنگ تحمیلی پذیرایی کرده و می کنند و همچنین از مسئولین محترم بنیاد مهاجرین که زحمات زیادی متحمل شده اند، تشکر و قدردانی نمایم. والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته.
روح اللّه الموسوی الخمینی
ساده اندیشی در روابط سیاسی
حرفِ دلِ ما که گروه سیاسیِ رجانیوز آن را این چنین نوشت :
جان کری و همسرش در کنار بشار اسد و همسرش نشستهاند و شام میخورند. گپ و گفت دوستانه همراه با لبخند ادامه دارد؛
جرعهها نوشیده میشود و لقمهها بالا میرود. مقام ارشد دستگاه دیپلماسی و روابط بینالمللی کاخ سفید دستش را به سوی رئیسجمهور
سوریه دراز میکند و روبروی فلاش عکاسان، لبخند میزند. همه چیز آرام به نظر میرسد. کمتر از چند ماه بعد، تروریستها از تمام جهان به
سوریه وارد میشوند تا با پشتیبانی کاخ سفید، اسد را به زیر بکشند. طی دو سال و اندی درگیری خونین، خانهها و زیرساختهای سوریه نابود
میشود و حدود 100000 نفر از مردم این کشور جان میدهند. دیگر چیزی آرام نیست.
تعبیر “دستکش مخملی بر روی دست چدنی” که رهبر انقلاب درباره دولت ایالات متحده بیان شد، تفسیر اصلی عکس بالاست؛
عکسی که نشان میدهد حتی شام خوردن با مقام ارشد دیپلماسی کاخ سفید هم نمیتواند تضمینی برای رعایت حقوق رسمی
یک کشور از سوی آمریکا باشد؛ چه برسد به یک مکالمه کوتاه تلفنی.
افتتاحیه ساختمان جدید التاسیس مدرسه علمیه فاطمیه (س) گرمسار
هوالفتاح العلیم
” الحمدلله الذی هدانا لهذا وما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله”
به نام انکه افتتاح کارها ومفتاح فتوحها از نام اوست
مجلسی کزنام تو زیور گرفت کار او از چرخ هم بالاتر گرفت
امروز دانش افزایی تنها راه موفقیت در صحنه های رقابتی بین المللی است بنابراین هرچه آموزش بیشتر وبا کیفیت بهتر ارائه شود توسعه ملی سریع تر صورت خواهد گرفت وحوزه ها با تولید دانش ونیروی انسانی مهذب می توانند تحقق رسالت های خود در برابر جامعه را تضمین کنند.
بدین منظور مراسمی جهت افتتاح ساختمان جدید التاسیس مدرسه علمیه فاطمیه (س) گرمسار در مکان جدید با حضور مسئولین مرکز مدیریت قم ، مدیریت استان سمنان ، امام جمعه محترم شهرستان گرمسار وموسس ، مسئولین شهرستان گرمسار، مدیر ومعاونین واعضای هئت امناء مدرسه ،طلاب وخانوادها برگزار می گردد.
باشد که سربازان واقعی امام زمانمان باشیم.
والسلام . معاونت فرهنگی مدرسه علمیه فاطمیه (س) گرمسار
دارد تمام می شود . .
پیوند: http://s1.picofile.com/file/7881418816/MoghadamHaftegi_910525_7.mp3.html
در جستجــــــــــــوی ماه
از امشبــ بیقــــراری ها شروع می شود
تا زمــــانی که خبری از طلوع ماه برســــــــد …
و این رسم “یکــ انتظار واقعــــی” است .
- “اللهم ارنـــی الطلعة الرشیــــده” -
دارد تمـــآم مے شـود اللهـم انے اسـئـلـڪــ هـــآ
✓✓ ڪوله بارت بر بند ..
شاید این چند سحر فرصتِ آخــ ـر باشد ..
ڪه به مقصد برسیم ..
بشناسیم خــُــدا را و بفهمیم ڪه { یڪ عمر چه غافل بودیم !! }
وداع با ماهِ مبارک
از اینجا (+) دانلود کنید
کم کم زینب برای گودالِ قتلـگاه آماده می شود
پهلوے شکستـــــ ه
فـرقِ شکافتـــــ ه
جگـرِ پـاره پـاره . .
کم کم زینب سلام الله علیها برای گودالِ قتلـگاه آماده می شود !
میلادشان مبارک
میلادش مبارک˙·٠•●❤
کُـــنج حیاط
“شیر آب” زانوهاے غم را
بغل کرده بود…
و نم نم اشکهایش
گونه هاے کاشے ها را خیس مے کرد…
به سمتش که رفتم
شنیدم مے گفت
“یک امشبے دست از سرم بردار
میلاد حسین است【حسین】
مے خواهے آب بدهے
گلها را ؟! “
میلادت مبارک ای غریبــــــ♥…
◆ویلچرش را
به یادگار گذاشت بین◆ ما
رفت دیدن ◆خدا !
او که دیروز صدایش زدیم ◆جانباز!
امروز تولد
اولین روز
شهیدی اش را
جشن گرفتند ◆شهدا …
نویسنده ◄علی لاری زاده
دشمن را از دور باید دید + کلیپ تصویری(انتخاباتی)
پیوند: http://panahian.blog.ir/post/4
» بیاناتِ مقامِ معظم رهبری و حاج آقا پناهیان
✔ مـا در مـقـابـلِ تـهـدیـد، تـهـدیـد مـی كـنـیـمــ !
✔ بـچــه هــامون میرن جــون میدن، مــا فكـــرِ مرغ و گـوشـتـیـم !!
✔ تـنـهـا ابـزار قـدرتـــ مـا در مـقـابـل غــرب، مــقــاومـتـــ اسـت !
✔ آبـادانـی فـقـط در صــورت نـاامـیـدی دشـمــن از مـا پـدیـد مـی آیـد.
✔ آیـا عـقـب بـنـشـیـنـیـم (؟)
✔ دشـمـن را از دور بـایـد شـنـاخـتـــــ /!/
http://panahian.blog.ir/post/4 لینک کلیپ
متن قسمتی از فیلم:
«دشمن ما وحشیتر شده، هزار برابر، قبلاً دشمن اینقدر نابودیِ خودش را و اینقدر قدرت ما را نمیدید. خام نشوید، بعضیها احمقانه حرف نزنند در عرصۀ سیاست. فکر میکنند مردم نمیفهمند. بابا! مردم بدانند، ما زندگیِ برّهوار نمیخواهیم. مردم خبر داشته باشند این تروریستهایی که آنجا دارند جنایت میکنند، آنجا مقابل اینها مقاومت نکنند، نوبت بعدی مال کشور ماست، میفهمید این حرفها را؟ نه آقا! نگویید، مردم نگران میشوند….»
این فیلم کوتاه 8 دقیقه ای، ترکیبی از تصاویر مستند و صحبتهای حجت الاسلام علیرضا پناهیان است که با گوشههای از فرمایشات حماسی رهبر انقلاب دیدنیتر شده است.
مـاه شـعبان
پیـغـمبـر اکـرم فـرمـود (ص):
«شَعبَانُ شَهری رَحِمَ الله مَن اَعَانَنِی عَلَى شَهرِی»
مـاه شـعبان ماه من است، رحمت خدا بر آن کسی باد که من را در این شهر کمک کند.
چـگونـه کـمـک کنیم؟
معلوم می شود به تعبیر ساده پیغمبراکرم(ص) ، در این ماه برای تطهیر و شستشوی من و تو آستین بالا میزنند.
کمک کردن به من برای آنکه تمیز و پاکتان کنم که قابل شوید سر سفره میهمانی خدا در ماه رمضان بنشینید با توبه و استغفار است.
√ حاج آقا مجتبی تهرانی
ودیـعــ ه ے الـهــی
در زمان حیـات حضـرت امـام (ره)؛ هنگامـی کــ ه حضـرت آقـاے خـامنـ ه اے
خـدمت عـارف ِ وارستــ ه، حضـرت آیت الله العظمـی بهـاءالدینـی (ره) مےرسیدند؛
ایشـان بـ ه حضـرت ِ آقـاے خـامنــ ه اے اینگـونــ ه سـلام مےدادند :
« السـلام علیـک یـا ودیـعـــ ة الله »
* * *
اکنـون مےفهمیـم
« تـو » امـانت ِ پروردگـار بـودے
براے ایـن روز هـآے بی امـآم ِ مــآ . . .
کآش خـوب امـآنتــدارے بـاشیــم ، اے ودیـعــ ه ے خُـــدا !
رأی می دهیم . .
مناجاتِ صمیمانه !
خدایـــــا !
تـو مــرا مثلِ بـــاران بی رنـگ و بی ننــگ خلق كردی
و من خود را به هزار رنگ زدم و بر دلِ خود زنگار و زنگ
مــرا برگــردان
و
بـــــارانم كن
از هــــر چه رنـگ و زنگ و این دلِ سنـــگ بیـــزارم
” اللهم آمیــــــــــــــن “
مراسم سوگواری بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(سلام الله) برگزار شد.
بسمه تعالی
مراسم عزاداری دخت گرامی اسلام حضرت زهرا(سلام الله علیها) در مدرسه عملیه (سلام الله علیها) گرمسار روز شنبه مورخ 24/1/92 از ساعت 10 الی 12:30 برگزار شد. این مراسم با پخش تواشیح و کلیپ آغاز گردیدوسپس با قرائت زیارت نامه و روضه و تواشیح توسط طلاب این مدرسه ادامه یافت. سخنران این مراسم خانم فریدن معاون آموزشی مدرسه علمیه فاطمیه (سلام الله علیها) با روایت احادیث مختلف از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در مدح حضرت زهرا(سلام الله علیها) گفت: پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند:فاطمه(سلام الله) سرور زنان بهشت است. فاطمه پاره تن من است. در ادامه ایشان با شرح اتفاقات بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه وآله) ومصائبی که بر ان حضرت گذشت بیان داشتند که حضرت زهرا (سلام الله علیها) بعد از رحلت پیامبر آنچنان گریه می نمودند که زنان مهاجر وانصار خدمت حضرت آمده ومی گفتند : چرا این قدر گریه می کنید شما که مارا دعوت به صبر در مصائب می کردید چرا بر رحلت پیامبر صبر نمی کنید؟ حضرت زهرا (سلام الله علیها ) پاسخ می دادند من فقط بر رحلت رسول خدا (صلی الله علیه واله) گریا ن نیستم بلکه به خاطر منحرف کردن اسلام از مسیر اصلی آن گریان ام. معاون آموزش مدرسه علمیه فاطمیه (سلام الله علیها) گرمسار در شرح حادثه غم بار فدک این چنین فرمودند: فدک یک مساله سیاسی بود و مساله تنها یک تکه زمین نبود بلکه غصب فدک نشان از غصب ولایت علی (علیه السلام ) وانحراف از دستورات پیامبر وقرآن بود. در این مراسم که به صورت عمومی در مکان مدرسه علمیه فاطمیه (س) گرمسار برگزار گردید قشر های مختلف حضور داشتند. ودر پایان از میهمان وطلاب حاضر در جلسه پذیرایی به عمل آمد.
روز از نو روزی از نو....
یا لطـیف
نـوروز، یا روزِ نـو؛ فرقی نمی کند. مهم این است که این روزها، روزهای تازه ای است.
زمینِ خاکی، یک بار دیگر رفت و برگشت. زمین 365 روز گشت و گذارش را نمود و این روزها دوباره از راه برگشته تا نفسی تازه کند.
روزها، نو و تازه میشوند و گویا کهنگی ایّام به پایان می رسد.
خفتگان طبیعت از خواب زمستانی برخاسته و جوانه هایی که سر در زیر پوسته درختان داشتند، چهره می نمایند.
لحظه های شیرینی است، لحظه های تحویل سال. یادش به خیر آن روزها . . .
آن روزها که همه در ساعت های پایانی سال کهنه، دوان دوان خود را به خانه می رساندیم تا در وقت تحویل سال، همه در کنار سفره هفت سین جمع شده و با توجّه و آمادگی قلب، به اولین ثانیه های سال نو قدم گذاریم.
چقدر می خندیدیم! وقتی که مثلاً یکی از ما در راه خانه بود و دیر می رسید. مادر می گفت: امسال پیوسته در راه خواهی بود. و یا اگر خواب می ماندیم، می گفتند: امسالت همه در خواب خواهد گذشت؛ و ما هم می خندیدیم.
البتّه تحویل سال نو مانند شب قدر نیست تا سرنوشت یک سال ما در آن رقم بخورد؛ اما از قدیم می گفتند: روز از نو، روزی از نو . . .
گاهی دلت می گوید که ای کاش کیلومترشمار زندگی ام کلیدی دوباره خورده و از صفر شروع کنم!
گاهی دوست داری موقعیتی فراهم شده و تصمیم های نو و تازه ای بگیری.
نوروز، یا همان روزِ نو، می تواند شروعی دوباره باشد؛ با تصمیم های جدید.
می توانی آخرین دقیقه های سال کهنه، به فکر بنشینی و دفتر زندگی یک سال گذشته ات را ورق بزنی. آنچه در آن دفتر دیدی که از تو سر زده بوده و ناراحتت می کند، دیگر در دفتر سال نو ننویسی؛ هرگز. و آنبرگ زرّین صفحه های شیرین زندگی ات را تکرار و تکرار کنی.
خود را حساب و کتابی کن و تصمیم بگیر. آری. . . روز از نو و روزی از نو . . .
راستی! امسال نسیم باد نوروزی، شمیم دیگری دارد. شمیمی از یاس . . .
وقتی به تماشای باغ رفته بودم تا غنچه هایی را که به انتظار نسیمِ نوروز نشسته اند بنگرم، دیدم که شبنمی از غم بر رخسار غنچه های خندان گلستان نشسته است. پرسیدم که این چه حال است؟! مگر امسال، نسیم نوروز برایتان چه ارمغان آورده؟! بلبلانی که به تماشای گلستان نشسته بودند به ترنّم آمدند که امسال نسیم نوروز، شمیم یاس دارد؛ در این سال نو، نسیم نوروز از مدینه وزیده است؛ از آنجا که بوی یاس دارد. . . امسال، هستی در سوگ مادر خود نشسته است، و غنچه ها همه داغدار آن بانویی هستند که لطافتش به گلها لطافت بخشید و طرواتش به طبیعت شادابی؛ نگاهش زمین مرده را زنده می ساخت و نور رخسارش، روشنی بخش خورشید بود.
آری؛ امسال، بهار طبیعت مصادف با خزان مادر هستی است.
و هستی در غم مادر خویش، سر بر زانوی غم نهاده . . .
ای نوروزیان! شمیم یاس را از یاد نبرید …..
طلبه پایه چهارم ، قزلو
امام زمان(عج) اگر تشریف بیاورند همین قرآنی که ما در خانه داریم ودارد خاک می خورد برایمان پیاده میکنند.
“بسم الله الرحمن الرحیم”
امام زمان (عج) - که سلام ودرود خدا بر او باد - همین قرآنی که ما در خانه داریم ، همین را برایمان پیاده میکنند ، ایشان که پیغمبر نیستندتا مطلب جدیدی داشته باشند ،ایشان دین جدشان، رسول خدا (ص) ، که همین قرآن است، زنده می کنند، تا ما قرآن را تنها برای مردگان نخوانیم تا جاییکه هرگاه صدای قرآن از خانه ای شنیده شود همه می گویند : آخ مثل اینکه صاحب این خانه مرد ، و وقتی که صدای ساز و آواز ورقص وپایکوبی تا نصف شب از خانه ای بلند باشد همه صاحب آن خانه را زنده فرض می کنند در حالی که مرده واقعی همان اوست ؛
او که مرده بیدار شده ، این یکی هنوز خواب است ….. ( ادامه دارد.)
(برگرفته از دست نوشته های بسیجی مجاهد از دست رفته ) (نثار روح اش صلوات )
پندی از داستان لیلی ومجنون
به نام خدا
در مثنوی مولوی آمده که :
مجنون برای دیدن لیلی سوار بر شتری که تازه بچه ای به دنیا آورده بود شد. در راه مجنون از عشق به لیلی وبه یاد او گاه گاهی از خود بی خود می گشت وافسار شتر از دستش رها می شد، شتر هم تا چنین می دید رو به سوی طویله وبچه اش می کرد وبه عشق بچه اش به آن سمت می شتافت ، این کار چندین بار تکرار شد . مجنون به خود آمد ودید به این شکل هرگز به مقصد نخواهد رسید مدتی است در حال رفتن است اما هنوز به ده قدمی طویله هم نرسیده. فورا از شتر پیاده شد وبه شتر گفت : این طوری نمی شود واقعیت این است که ما هردو عاشقیم ولی ضد هم، تو برو پیش معشوقت ،من نیز به سوی لیلی می روم.
این داستان لطیف به ما می آموزد که ؛مثال این بدن مادی ومیل اش به دنیا و خاک واز آن طرف روح ملکوتی انسان ومیل اش به ملکوت وعالم بالا ،مثال مجنون وشترش است بالاخره یا باید به دنبال خواسته های مادی رفت یا قید این بدن رازد واز آن پیاده گشت تا به طویله خودش برود، چرا که دیر یا زود مارا از گرده ی این بدن پیاده خواهند کرد، پس به فرمایش رسول اکرم(ص): ” موتوا قبل ان تموتوا". این طور نباشد که هفتاد، هشتاد سال به عشق خدا، به قول خودمان ،نماز بخوانیم بعد چشم باز کنیم وببینیم که هنوز ده قدمی طویله هم نیستسم. نمی گویم ترک دنیا کن زندگی ات را بکن ولی حرص نزن خودت را خراب نکن زندگی ابد را فدای دنیا نکن ….اگر حریص از دنیا بروی ناقص الخلقه محشور خواهی شد . هان ای عزیزبه هوش باش……….
برگرفته از دست نوشته های بسیجی ایی مجاهد و از دست رفته (نثار روح اش صلوات ).
اینجـــا ابتداے آخرین زمستان ِ بـے توست
اینجـــا ابتداے آخرین زمستان ِ بـے توست
صـــداے مــرا از عمــق ِ فاجعـــ ه میشنـــوـے
قبـل از آمـدن بهــــار
یا مــے آیـے
یــا مــے روم…
پی نوشت:
◥ یوســـــف زهرا ◣
جمعــﮧ ایے دیگر پـَــــر!
کے برایت پــَــــر پـــَــر مے شویم؟
مثل جمعـــﮧ ها!
نزول آیه حجاب
روزی در هوای گرم مدینه ،زنی جوان و زیبا در حالی که طبق معمول روسری خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بنا گوشش پیدا بود، از کوچه عبور می کرد.
مردی از اصحاب رسول خدا(ص) از طرف مقابل می آمد. آن منظره زیبا سخت نظر او را جلب کرد و چنان غرق تماشای آن زیبا شد که از خودش و اطرافیانش غافل گشت و جلو خودش را نگاه نمی کرد.
آن زن وارد کوچه ای شد و جوان با چشم خود او را دنبال می کرد. همانطور که می رفت، ناگهان استخوان یا شیشه ای که از دیوار بیرون آمده بود به صورتش اصابت کرد و صورتش را مجروح ساخت ، وقتی به خود آمد که خون از سر و صورتش جاری شده بود. با همین حال به حضور رسول اکرم رفت و ماجرا را به عرض او رساند. اینجا بود که آیه مبارکه نازل شد:
«ای پیامبر! به مومنان بگو که دیده هاشان را فرو گیرند و عورتهاشان را نگاه دارند زیرا که آن برای ایشان پاکیزه تر است .به درستی که خدا – به آنچه می کنند – آگاه است . و به زنان باایمان نیز بگو که دیده هاشان را فرو گیرند و عورتهاشان را نگاه دارند و زیور و زینت خود را – مگر آنچه از آن آشکار آمد- ظاهر نسازند و باید که روسریها و مقنعه هاشان را بر گریبانهاشان فرو گذارند و پیرایه های خود را ظاهر نسازندمگر برای شوهرانشان ، یا پدرانشان ، یا پدران شوهرانشان، یا پسران خواهرانشان ، یا زنانشان ، یا مملوکان ، یا دیوانگان و افراد ابله ، یا کودکان غیر ممیّز»
برگرفته از کتاب : داستانهای استاد شهید مرتضی مطهری
اثر: علیرضا مرتضوی
قرار بود در مدینه نمانی
سفر بهانه بود ،
قرار بود در مدینه نمانی ،
قرار بود این فاطمه حرم داشته باشد …
چهار نفر دعایشان بر نمی گردد..
استاد ما حاج شیخ علی اکبر برهان(ره) می فرمودند: اگر می خواهی قدر مادرت را بفهمی، یک شب دو تا آجر به شکمت ببند و بخواب. در همان شب متوجه سختی ولادت و بارداری خواهی شد.
خلاصه اگر پدر و مادر از شما ناراضی باشند، کارت گیر می کند و سلب توفیق می شوی. کاری کن پدر و مادر برای تو دعا کنند که دعای آنها مستجاب است.
حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: اربعه لا ترد لهم … ؛ چهار نفر دعایشان بر نمی گردد و مستجاب می شود:
۱. امام عادل.
۲. دعای پدر و مادر در حق فرزند.
۳. کسی که برای برادر مؤمن اش در غیاب او دعا کند.
۴. مظلوم.
جلوی پدر و مادر راه مرو. وقتی آیت الله العظمی خویی(ره) برای دیدن طلاب از نجف به قم و به مدرسه فیضیه آمدند، جلوی در ایستادند تا پدرشان که یک روحانی ساده بود، اول داخل شود. من هر موقع با پدرم به مسجد می آمدم، می ایستادم تا اول ایشان وارد شوند.
وقتی مادر شیخ انصاری(ره) فوت کرد، شیخ خیلی گریه می کردند، وقتی علت را از ایشان پرسیدند، شیخ فرمود: زیرا ثواب و توفیق زیادی (یعنی خدمت مادر) از دستم رفت. روزی شیخ به درس حاضر نشدند.
شاگردان به منزل شیخ رفتند و دیدند مادر شیخ مریض است و شیخ مشغول پرستاری از مادر هستند.
حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: الجنة تحت اقدام الامهات؛ بهشت زیر پای مادران است. گاهی برو دست پدر و مادرت را ببوس.
منبع: بیانات حضرت آیت الله مجتهدی(ره)، خانه خوبان، ش۴۲، ص۱۳.
بیستــــ و دو بهمن نقطه سرخط
نقطه ای نیز نبودم
از کران تا بیکران شور و غوغا برپا بود . .
آسمانیان و زمینیان دست در دستِ هم بر خصم تازیانه میزدند
و من همچنان نبودم ..
میگوید در همان صباح با یاری حقِ مطلق و دلهای پاکشان پیروز شدند
دستهای خونین را قطع
و خاکِ مقدس را از قدومشان پاکسازی کردند
زمان میگذشت
خاکِ مقدس با خونها در می آمیخت
و مقدس تر میشد !
در همان روزگاری که آسمانیان فوج فوج عروج میکردند
و با خونشان ریشه ها را سیراب و قوی ،
بر روی این خاک ، هستی یافتم
و نقطه ای شدم کم رنگ در آن !
.
.
.
من و او هر روز بزرگتر میشدیم
و
دست در دستِ هم رشد میکردیم
با غم و شادی ؛
سالها گذشت
و من و او بالنده تر
.
.
با خونهایی که نثارش کرده بودند ، بسیار ستبر و پر شوکت شده بود !
دلم از این میسوخت که خونِ من سراسر بی لیاقتی بوده
چشم ها و دست ها و پاهایم نیز
چرا که هیچشان را لمس نکرده
هیچشان را ندیده بود
تنها ، با او و در کنارِ او قد کشیدم
همین مرا برای زیستن و شادی ام کفایت میکرد !
.
.
از نقطه بودن خسته ام
میخواهم تیر باشم
تیری پر زهر بر قلبِ دشمنانِ خاکِ مقدس تر شده ام
امشب با ندای الله اکبری که بر تمام وطنم طنین انداز شد
همان خونِ سراسر بی لیاقتم در رگهایم جنبشی را آغاز کرد
که خبر از نقطه نبودنم میدهند
خبر از پالایشِ خونم برای یک نبرد .
.
.
تصمیمم را میگیرم
فردا روزِ من است
روزِ پیوند قدوم من و خاکِ آغشته به خون
روزِ فریادم و اعلام آمادگی برای خون دادن
روز همنوا شدن
فردا 22 بهمن است
نقطه سر خط
تا حقِ مطلق ابدی باحق یا مهدی
طلبه پایه چهار ؛ فاطمه قزلو
فمالی لا ابكی ؟!
پس چرا گریه نكنم؟!
ابكی لخروجِ نفسی
گریه میكنم برای جان دادنم
ابكی لظلمة قبری
گریه میكنم برای تاریكی قبرم
ابكی لضیق لحدی
گریه میكنم برای تنگی لحدم
ابكی لسؤال منكر ونكیر ایای
گریه میكنم برای سوال نكیر و منكر از من
” دعای ابوحمزه “
سعد بن معاذ یکی از یاران رسول خدا (ص) بود که در تشییع جنازهاش 70 هزار فرشته شرکت کردند
و خود رسول خدا هم او را دفن کرد
و با این همه پیامبر اسلام سر به آسمان گرفته و فرمودند: سعد نیز فشار قبر دارد …
(الکافی، جلد3، صفحه ی236)
استاد دانشگاه و طلبه ی حوزه
گفتگویی صمیمانه با طلبه پژوهشگرخانم نیتی
1-لطفا خود را به طورکامل معرفی نمایی.؟ اینجانب فاطمه نیتی هستم 30سال دارم ومتاهل هستم .سال 1383از دانشگاه تربیت معلم تهران در رشته مترجمی زبان انگلیسی فارغ التحصیل شدم و به تدریس در موسسات زبان مشغول شدم . چند ساعتی در هفته را در یکی دو مدرسه غیر انتفاعی تدریس می کردم و ترجمه هایی نیز به طور پراکنده انجام می دادم . سال 1386 در دانشگاه آزاد واحد گرمسار در رشته آموزش زبان انگلیسی در مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته شدم و بعد از فارغ التحصیلی به تدریس زبان انگلیسی در دانشگاه آزاد، پیام نور مشغول شدم. وتا امسال تقریبا سه سال است که فعالیتم با دانشگاه آزاد و پیام نور گرمسار ادامه دارد.
2- کار تحقیقی که انجام دادید چه بوده آن را معرفی نمایی لطفا ؟. کار تحقیقی من یک ترجمه علمی مربوط به علم نجوم بود که جزء کتاب های مورد مطالعه برای دانش آموزان و دانشجویان شرکت کننده در المپیاد نجوم می باشد . در این کتاب روش محاسبه های نجومی به افراد علاقمند آموخته می شود و این مطلب مطرح می شود که فردی که علاقمند به ستاره شناسی است با داشتن تلسکپی که استاندارد های علمی را داشت باشد و در شرایط جوی مساعد به تنهایی قادر به محاسبه ی فاصله های نجومی می شود . نام کتاب “"measure the solar system yourself است یعنی"خودتان منظومه ی شمسی را اندازه گیری نمایید”
3-برای کار ترجمه چه مراحلی را طی کرده اید ؟َ برای ترجمه بایستی از قبل درباره ی موضوع مطالعه کرد که از مبانی ترجمه است. سپس با داشتن یک فرهنگ لغت تخصصی در همان رشته اجتناب ناپذیر است.زیرا لغات، همان طور که می دانیم، معانی مختلف می توانند داشته باشند . در نهایت وفادار بودن به متن وبیان حق مطلب از دیگر ویژگی های یک ترجمه صحیح واصولی است.
4-چه مدت کار ترجمه کتاب طول کشید ؟ برای انجام این ترجمه وقت زیادی به من داده نشد . چون خیلی سریع به این ترجمه نیاز داشتند من یک هفته قبل از عید نوروز این کتاب را تحویل گرفتم و تا پایان روز سیزدهم کار ترجمه تمام شده بود.
5-اگر طلبه ها بخواهند کتابی را ترجمه کنند باید چه کارهایی انجام دهند؟ ايا موسسه و سازمان خاصی برای معرفی کتاب هایی که نیاز به ترجمه دارند ، وجود دارد؟ اگر با انتشارات خاصی آشنا باشند می توانند از طریق انتشارات کتاب هایی که نیازمند ترجمه هستند را شناسایی و دریافت کنند. در غیر این صورت هم کتاب های زیادی در سایت های مختلف وجود دارد که نویسندگان آن ها،این کتاب ها را که به زبان های مختلف هستند برای مطالعه گذاشته اند .به صورت ایمیل زدن به نویسنده و مطﺌمن شدن از اینکه کتاب ترجمه نشده و کسب اجازه از وی می توان کتاب را برای مطالعه ی عموم ترجمه . کرد البته در ایبن موارد باید از مشورت افراد آگاه استفاده نمود تا کتاب های انتخاب شده کتاب های مفیدی باشند
6- چرا طلبه شدید؟ با اینکه استاد دانشگاه با مدرک فوق لیسانس هستید؟ مثل همه الطاف دیگر خدا،طلبه شدن من هم از لطف خدا بود. من همیشه به درس خواندن در حوزه علاقه داشتم و مانند هم طلاب دیگر به علوم دینی و خداشناسی در حدی بیشتر و فراتر فکر می کردم که به حمد خدا در این مسیر قرار گرفتم. به نظر من داشتن هر گونه مدرک دانشگاهی و در هر سطحی لزوم خود سازی و خدا شناسی را رفع نمی کند .حالاچه این تحصیل و خود سازی در حوزه بشد یا فردی ،یا به نحوی دیگر همه به این مطلب نیاز دارند .اگر استاد دانشگاهی خود را از این علوم بی نیاز بداند افکار و اعمالش خیلی سریع تر از درسش به دانشجویان ودر نهایت به جامعه منتقل شده و همگان را در خطر بی دینی قرار می دهد .
7-آیا برای ایجاد ارتباط با رشته تخصصی خود و دروس علوم دینی حوزوی برنامه هایی دارید ؟ آن ها چیست و چگونه ان را ایجاد می کنید؟ باتوجه به تسلط من بر زبان انگلیسی اگر از لحاظ دروس حوزوی هم انشاء ا… پیشرفت کنم وبه جایی برسیم که علوم و کلامم تاثیر گذار باشد ، به کار کردن به عنوان مبلغ دینی در کشورهای دیگر در صورت فراهم آمدن فرصتی فکر خواهم کرد. و من الله توفیق
برگزاری نشست هم اندیشی اساتید حوزه ودانشگاه در مدرسه علمیه فاطمیه (س) گرمسار
خانم رنجبر معاون پزوهش مدرسه علمیه فاطمیه (س) گرمساراز برگزاری نشست هم اندیشی اساتید حوزه ودانشگاه، دراین مدرسه ،عصر امروز خبر داد. در این نشت که به مناسبت هفته پزوهش برگزار می گردد اساتید به بیان نقطه نظرات خود در ارتباط هر چه بیشتر وبهتر حوزه ودانشگاه وبررسی مشکلات وموانع آن خواهند پرداخت .
لهوف سید ابن طاووس ، مشهور ترین روایت از واقعه کربلا
کتاب «اللهوف علی قتلی الطفوف» که به «لهوف» شهرت دارد قطعا یکی از مشهورترین مقاتلی است که پیش از دوران معاصر تدوین شده است و البته سهم گردآورنده آن یعنی سید رضی الدین علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن طاووس مشهور به سید بن طاووس (درگذشته ۶۶۴ هـ) را نباید نادیده گرفت. سید بن طاووس خود میگوید که پس از تدوین کتاب مشهورخود «مصباح الزائر» به فکر تدوین کتابی افتاد که مقتلی مختصر باشد و زائر بتواند در هنگام زیارت حرم سیدالشهدا ع در روز عاشورا آن را همراه داشته باشد، و چنین شد که برخلاف سیره معمول خود کتابی نه در باب ادعیه و زیارات که در باب تاریخ نوشت. سید بن طاووس لهوف را به سه بخش تقسیم کرده است: قسمت اول از ابتدای تولد سیدالشهدا ع و اشاراتی که از همان روزهای نخست در روایات قدسی و اهل بیت ع به قضایای کربلا بوده شروع میشود و پس از نقل تفصیلی آنچه در کوفه برای مسلم بن عقیل ره پیش آمد با ورود سید الشهدا ع به کربلا پایان میپذیرد. قسمت دوم گزارشی نه چندان مختصر از شرح نبرد و شهادت اصحاب تا وقایع مربوط به ظهر عاشوراست و قسمت سوم نیز از عصر عاشورا و داستان اسارت اهل بیت امام حسین ع شروع و تا بازگشتشان به مدینه و بیان حالات امام سجاد ع در مدینه پایان مییابد. کتاب ابن طاووس اقبال بسیاری پیدا کرد؛ بارها ترجمه، شرح، تلخیص و حتی به نظم درآمد و تا به امروز به عنوانی مقتلی معتبر شناخته میشود. اما سید بن طاووس در همه کتاب منبع نقل قولهای خود را ذکر نمیکند و نقلهای بسیاری را بدون ذکر منبعی دقیق میآرود، هرچند این نکته به احتمال زیاد به قصد وی در تالیف اثری مختصر و یا جوان بودنش در هنگام تالیف برمیگردد، اما کار پژوهشگران بعدی در تعیین میزان اعتبار و ارزش روایات وارده را سخت میکند، خاصه آنکه قسمت عمده وقایع را سید بن طاووس از زبان «الراوی» نقل میکند که چندان مشخص نیست به چه کسی اشاره دارد. هرچند جای خالی ابومخنف در سراسر این کتاب و نیز تشابهاتی که برخی نسخ خطی مقتل منسوب به وی با اثر سید دارد، این احتمال را تقویت میکند که ابومخنف همان «الراوی» مجهول کتاب باشد.
کتاب «لُهُوف» ابن طاوس اختصار و اشتهار را با هم جمع کرده و در نزد علماى برجسته شیعه جایگاه مهمى براى خودش باز کرده است به طورى که شهید محراب آیت اللّه سیّد محمد على قاضى تبریزى مى فرماید: «کتاب لهوف سیّد ابن طاوس - رحمة اللّه علیه - نقلیّاتش بسیار مورد اعتماد است و در میان کتب مَقاتل کتاب مَقْتَلى به اندازه اعتبار و اعتماد به آن نمى رسد و در اطمینان بر آن کتاب در ردیف اول کتب معتبره مقاتل قرار گرفته است.» ابن طاوس - که على بن طاوس باشد - فقیه ، عارف ، بزرگ ، صدوق ، موثّق ، مورد احترام همه و استاد فقهاى بسیار بزرگى است. ایشان اولین مقتلِ بسیار معتبر و موجز را نوشتند. البته قبل از ایشان مقاتل زیادى است. استادشان «ابن نما» مقتل دارد، شیخ طوسى مقتل دارد، دیگران هم دارند، مقتلهاى زیادى قبل از ایشان نوشته اند؛ امّا وقتى « لهوف » آمد، تقریبا همه مقاتل، تحت الشعاع قرار گرفت. این مقتلِ بسیار خوبى است؛ چون عبارات، بسیار خوب و دقیق و خلاصه انتخاب شده است.»
سید ابن طاووس؛سید رضى الدین، على بن موسى بن جعفر بن طاووس، از نوادگان امام حسن مجتبى و امام سجاد علیهماالسلام در روز 15 محرم سال 589 هجرى در شهر حله به دنیا آمد. جد هفتم ایشان، محمد بن اسحاق، که به خاطر زیبایى و ملاحتش به طاووس مشهور شده بود از سادات بزرگوار مدینه محسوب مىشد.پدر او، موسى بن جعفر نیز، از روات بزرگ حدیث است.
وی را مستجابالدعوه و واقف براسم اعظم دانستهاند و از برخی تألیفاتش برمیآید که به ملاقات حضرت ولی عصر(عج) نائل شده و برخی نکات را از محضر حضرت استفاده کرده و از جمله اسم اعظم را از زبان مبارک امام زمان(عج) آموخته است. وی دارای نفس عجیب و بسیار تأثیرگذاری بوده است. از کثرت ورع و تقوی او را «قدوة ا لعارفین و مصباح المجتهدین» لقب داده اند. از دادن فتوی دراحکام شرعی به شدت امتناع داشته و جز کتاب «غیاث الوری» که حاشیه ای بر یک کتاب فقهی است کتاب دیگری تألیف نکرده است. تولد او در سال۸۵۹ یا ۵۸۳ در حله و وفاتش روز دوشنبه، پنجم ذی قعده سال۶۶۴هجری در بغداد بوده است البته جسم مطهر او را در نجف در جوار بارگاه ملکوتی سیدالاوصیاء علی بن ابیطالب(ع) به خاک سپردهاند. سید در زمان مستنصر، خلیفهی عباسی میزیسته و با این که خلیفه تلاش کرد او را وارد مسائل سیاسی کند و منسب"نقابت طالبیین” را به او واگذار کند ولی موفق نشد. در زمان سقوط بغداد توسط هلاکوخان، نقابت طالبیین را بر او تحمیل کردند. گرچه سید در ابتدا نپذیرفت اما خواجه نصیرالدین طوسی او را آگاه کرد که درصورت عدم قبول، او را خواهند کشت. گذشته از علم و دانش بسیار دقیق، عمیق و مراقب بود به همین جهت میرزا جواد ملکی تبریزی که خود از عرفای بزرگ است لقب «سیدالمراقبین» را به ایشان داده است. با این که عمر طولانی نداشت ۵۰ تا ۶۰ جلدکتاب را به او نسبت دادهاند. بیشتر این کتب در زمینهی دعا و زیارات است از جمله؛ اسرارالصلوة، الاقبال الصالح الاعمال، مصباح الزائر، جناحُ المسافر، الطرائف فی مذهب الطوائف، کشف المحجه لثمرة المهجه. یکی از آثار او کتاب مشهور«اللهوف یاالملهوف علی قتل الطفوف» است که بارها در هند و ایران به چاپ رسیده است. معرفی کتاب لهوف: لهوف ازواژهی “لهف” به معنی سوگ وناله و"طف” به معنی اندک وکم گرفته شده. کربلادستکم شانزده نام داشته که برخی عبارتنداز: مشهدالحسین(ع)، غاضریه، نواویس، طف و…. شیخ جعفرشوشتری(ره)مقتل ایشان رامشهورترین مقتل میدانسته است. سید، شاعر، ادیب ونقاد هم بوده است لذا ردّپای ذوق ادبی اودرلهوف قابل مشاهده است. بیان کتاب لهوف بسیارنرم بوده به گونهای که میتوان آن رابه صورت مرثیه خواند. این کتاب بایک شیوهی داستانی نوشته شده است. سید، چاشنیهای شعری خورادرجای جای کتاب آورده به گونهای که کمترصفحهای ازکتاب است که یک شعردرآن نباشد. اصل کتاب لهوف عربی است وچندین باربه فارسی ترجمه شده است. منبع: عاشورا نگاران،پژوهش وتحقیقی در منابع، مقاتل و مآخذ عاشورایی، دکترمحمدرضاسنگری،صص۴۵-۴۰
السلام ای وادی کرب وبلا
السلام ای کشته های بی کفن
السلام ای سرزمین ذوالمنن
اسلام ای وادی لب تشنگان
سلام بر نـور، بر روشنایی، بر دهمین خورشید . .
علم و دانش بهترین یادبود ، برای انتقال به دیگران است ،
ادب زیباترین نیكی ها است
و فكر و اندیشه ، آئینه صاف و تزیین كننده اعمال و برنامه ها است
“ امام هادی - علیه السلام “
دوست دارم گدای تو باشم ✿✿ سائل دستهای تو باشم
نیمـ ه شبهای ماهِ ذی الحجّـ ه ✿✿ زائرِ سامرای تو باشم
یا دعای قنوتِ من باشی ✿✿ یا دعای قنوتِ تـو باشم
ما فقـیریـم، سُفره ای واکن ✿✿ سامــرا را حوالـ ۀ مـا کن
·٠•● ای مسیحای سامــرا هـــادی ✿✿ آفتـابِ مسیرِ ما هـــادی ●•٠·
سلام بر نور، بر روشنایی، بر دهمین خورشید!
سلام بر تابناک ترین ودیعه الهی در زمین، بر مجد و شرافت، بر پاکی و عزت!
سلام بر او که یادگار فضیلت و پارسایی، سخاوت و پاکیزگی بود!
نخل های هدایت از برکت دستانش ثمربخش بود و سَحَر از دیدن قامت زیبایش تبسم بر لب داشت.
دست های حاجتمندان، بی آنکه سرشار باشند، از درگاهش دور نمی شد و همگان در برابر شکوهش فروتن بودند.
·٠•● میلاد خجسته و پرفــروغش مبارک ●•٠·
اگر خـدا را باور کنـــــــــم . .
حضرت آیت الله بهجت (ره) می فرمودند:
« پنبهای به یك گوش داخل كن تا آنچه را میشنوی، اندكی بماند و از گوش دیگر بیرون نرود ».
عیب ما همین است كه سخن انبیا و معصومین(علیهمالسلام) را نمیشنویم.
اندكی باید دل داد، او خود دلبری خواهد كرد!
فقط باید رو كنیم !
كتاب «الطریق الی الله» نوشته مرحوم شیخ حسین بحرانی رحمهالله است. كه به «سلوك عرفانی» ترجمه شده است. معمولاً به دوستانم سفارش میكنم آنرا تهیه كنند. او مینویسد رسیدن به خدا بسیار آسان است چون خداوند، خود به ما نزدیك است؛ «َنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ؛ ما از رگگردن به او نزدیكتریم»1. از جمله نكاتی كه از این آیه شریفه می شود استفاده کرد این است که گویا آیه می فرماید: ارتباط ما با خدا اینگونه است كه اگر خدا در نقطهای از روی زمین ایستاده باشد و من پشت او باشم، باید دور كره زمین راه بروم، تا به او برسم! و حال آنكه اگر روی خود را برگردانم، خیلی آسانتر به او میرسم.
خود ما اعمال و كارها را سخت میكنیم !
امام سجاد (علیهالسلام) میفرماید: تو از خلق خود پنهان نیستی، مگر اینكه اعمال خراب آنها میان تو و آنها فاصله شود. یكی از آن اعمال همین است كه اشتباه میرویم و دور كره زمین را میچرخیم، ولی روی خود را بر نمیگردانیم. «وجهاللهی كه اولیا به آن رو میكنند، كجاست؟» هر طرف روكنیم، وجه اللّه همان طرف است. فقط باید روكنیم!
گمان میكنم كلید درمان رذائل همین است؛ اگر خدا را باور كنم: دیگر غیبت نمیكنم، تهمت نمی زنم، حسودی نمیكنم. مثلاً اگر دوستان تعریف میكنند كه آقای فلانی مرد خیلی خوب و باسوادی است، فوراً میگوییم: «بله! اما موفق به نماز شب نیست!» این گفته یعنی: من موافقم؟! یا نه میخواهم او را زمین بزنم؛ چون فكر میكنم، بناست محبوبتر از من شود! اگر دنبال محبوبیت هستیم، باید دیگران را رها كنیم و دنبال كسی كه محبوبیت را اعطا میكند، برویم.
اگر با این دیدگاه جلو رفتیم، خواهیم دید كه ترسی از گذشته و آینده نداریم. راحت زندگی میكنیم، چون یكی هست كه همه كاری از او برمیآید. فقط كافی است من اندكی ارتباط داشته باشم.
طریق بندگی
از آیت اللّه عراقی (رحمهالله) و اخیراً از جناب آیت اللّه سید عباس كاشانی (دامت بركاته) شنیدم كه میفرمودند: با بزرگان، آیت اللّه بروجردی (رحمهالله) را از منزل تا مسجد اعظم تشییع كردیم. برای خاكسپاری. فقط علما و مراجع را راه دادند و جلوی راه را برای دیگران بسته بودند. من همراه علما به داخل رفتم.
فردی برای تلقین آقای بروجردی (رحمهالله)، داخل قبر شد. بعد از چند لحظه بالا آمد و گفت: من نمیتوانم! گفتند: چه شد؟ گفت: آقای بروجردی با من تكرار میكند؛ میترسم! به فرد دیگری گفتند تلقین را بخواند، وقتی داخل شد سریع از قبر بیرون آمد و گفت: آقای بروجردی با من تكرار میكند. ما عادت كردهایم مردههایی كه دفن میكنیم، باید مرده باشند! ولی آقای بروجردی زنده است. آقای عراقی (رحمهالله) گفت: من تلقین را میگویم. داخل قبر شدم و گفتم.
گمان نكنیم، او الان در قبر «لا اله الا الله» میگوید، بلكه او عمری با این ذكر میزیست. ناگهانی نیست. وقتی روز عید غدیر، پسری آیه سجدهدار خواند، آقای بروجردی رحمهالله با لباس عید، به زمین افتاد و سجده كرد. بنده بود و بندگی را میدانست. باید بندگی كرد تا به انسان همه چیز را بدهند.
بسیار عجیب است، زمانی كه من و شما را داخل قبر میگذارند، میگویند: «اسمع، افهم؛ بشنو و بفهم!» این گوش ما شنوا نیست. حضرت امامخمینی (قدسسره) بارها در كتاب «چهل حدیث» به این مضمون میفرمایند: «ای برادر، این پنبه را از گوش خود بیرون كن، میخواهم دو كلمه حرف بزنم…» حضرت آیت الله بهجت (رحمه الله) گونه دیگری می فرمودند:«پنبهای به یك گوش داخل كن تا آنچه را میشنوی، اندكی بماند و از گوش دیگر بیرون نرود». عیب ما همین است كه سخن انبیا و معصومین (علیهمالسلام) را نمیشنویم. اندكی باید دل داد، او خود دلبری خواهد كرد!
بهراستی میخواهیم به كجا برسیم؟ قصد كجا كردهایم؟ پدری وصیت كرده بود: «پسرم اگر میخواهی قمارباز شوی، ایرادی ندارد ولی فقط با رئیس قماربازها، قمار كن!» وقتی آن پسر خواست قمار كند، رفت سراغ رئیس قماربازها. دید لباس مندرس و خانه كوچكی و… گفت: تو كه رئیسی، این چه وضعی است؟ گفت: همه را باختم. آن پسر با خود گفت: كاری كه به این جا ختم شود، دنبال نمیكنم.
ما استعداد رسیدن به انسان كامل را داریم. در همه ما استعداد خلیفه اللهی بالقوه وجود دارد. این استعداد در ائمه معصومین علیهم السلام به فعلیّت رسیده است.
———————-
1. سوره ق آیه 16
آیتالله مرتضی آقاتهرانی
حج ابراهیمی در بیان امام خمینی (ره)
“حج بی روح و بی تحرّك و قیام، حج بی برائت، حج بی وحدت و حجی كه از آن هدم كفر و شرك برنیاید حج نیست"1
“فریضه حج در میان فرایض، از ویژگی خاصی برخوردار است و شاید جنبه سیاسی و اجتماعی آن بر جنبههای دیگرش غلبه داشته باشد، با آن كه جنبه عبادیاش نیز ویژگی خاصی دارد."2
“بزرگترین درد جوامع اسلامی این است كه هنوز فلسفه واقعی بسیاری از احكام الهی را درك نكرده و حج با آن همه راز و عظمتی كه دارد، هنوز به صورت یك عبادت خشك و یك حركت بیحاصل و بی ثمر باقی مانده است.”3
و در ادامه در باره اهمیت حج از بعد سیاسی ـ اجتماعی و وظیفه حج گزاران میفرماید: “حج عرصه نمایش و آیینه سنجش استعدادها و توان مادی و معنوی مسلمانان است. حج بسان قرآن است كه همه از آن بهرهمند میشوند ولی اندیشمندان و غواصان و دردآشنایان امت اگر دل به دریای معارف آن بزنند و از نزدیك شدن و فرورفتن در احكام و سیاستهای اجتماعی آن نترسند، از صدف این دریا گوهر هدایت و رشد و حكمت و آزادگی را بیشتر صید خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سیراب خواهند گشت و همان اندازه كه آن كتاب زندگی و كمال و جمال در حجابهای خود ساخته ما پنهان شده است و این گنجینه اسرار آفرینش در دل خروارها خاك كج فكریهای ما دفن گردیده است، حج نیز به همان سرنوشت گرفتار گشته است ؛ سرنوشتی كه میلیونها مسلمان هر سال به مكه میروند و پا جای پای ابراهیم واسماعیل و هاجر میگذارند ولی هیچ كس نیست ازخود بپرسد ابراهیم (ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) كه بودند و چه كردند و چه هدفشان بود، از ما چه خواستند. گویی به تنها چیزی كه فكر نمیشود همین است مسلّم حج بی روح و بی تحرّك و قیام، حج بی برائت، حج بی وحدت و حجی كه از آن هدم كفر و شرك برنیاید حج نیست."4
امام خمینی (ره) در پیام خودشان در سال 58 به زائران خانه خدا فرمودند: “فلسفه حج باید جوابگوی این فریادهای مظلومانه باشد (منظور فریاد مظلومانه آفریقای مسلمان…است) گردش به دور خانه خدا نشان دهنده این است كه به غیر از خدا، گرد دیگری نگردید و رجم عقبات رجم شیاطین انس و جنّ است، شما با رجم، با خدای خود عهد كنید تا شیاطین انس و ابرقدرتها را از كشورهای اسلامی عزیز برانید. امروز جهان اسلام به دست امریكا گرفتار است، شما برای مسلمانان قارههای مختلف جهان پیامی از خداوند ببرید؛ پیامی كه به غیر از خدا بردگی و بندگی هیچ كس را نداشته باشید.”
امام خمینی (ره) در پیام تاریخی خود در مورد برائت با الهام از آیات مذكور میفرماید: حاشا كه خلوص عشق موحّدین جز به ظهور كامل نفرت از مشركین و منافقین میسّر شود و كدام خانهای سزاوارتر از كعبه و خانه امن و طهارت و “الناس” كه در آن به هر چه تجاوز و ستم و استثمار و بردگی و یا دون صفتی و نامردمی است عملاً و قولاً پشت شود و در تجدید میثاق “الست بربكم” بت الههها و اربابان متفرق شكسته شود و خاطره مهمترین و بزرگترین حركت سیاسی پیامبر در “و اذان من الله و رسوله الی الناس یوم الحج الاكبر” زنده بماند، چرا كه سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اعلان برائت كهنه شدنی نیست و نه تنها اعلان برائت به ایام و مراسم حج منحصر نشود كه باید مسلمانان فضای سراسر عالم را از محبت و عشق نسبت به ذات حق و نفرت و بغض عملی نسبت به دشمنان خدا لبریز كنند و به وسوسه خناسان و شبهات تردید آفرینان و متحجرین و منحرفین گوش فرا ندهند و لحظهای از این آهنگ مقدس توحیدی و جهان شمول اسلام غفلت نكنند.”
و در ادامه میفرماید: فریاد برائت ما فریاد برائت امتی است كه كفر و استكبار به مرگ او در كمین نشستهاند و همه تیرها و كمانها و نیزهها به طرف قرآن و عترت عظیم الشان رفتهاند و هیهات كه امت محمد (صلی الله علیه و آله) سیراب شدگان كوثر عاشورا و منتظران وراثت صالحان به مرگ ذلت بار و به اسارت غرب و شرق تن دهند و هیهات كه خمینی در برابر تجاوز دیو سیرتان و مشركان و كافران به حریم قرآن و عترت رسول خدا و امت محمد (صلی الله علیه و آله) و پیروان ابراهیم حنیف ساكت و آرام بماند و یا نظارهگر صحنههای ذلت بار و حقارت مسلمانان باشد."5
امام خمینی (ره) با الهام از فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این كه حج عامل وحدت است میفرماید: “حج تجلّی و تكرار همه صحنههای عشق آفرین زندگی یك انسان و یك جامعه متكامل در دنیا است و مناسك حج مناسك زندگی است، و از آن جا كه امت اسلامی از هر نژاد و ملتی باید ابراهیمی شود تا به خیل امت محمد (صلی الله علیه و آله) پیوند بخورد و یكی گردد و ید واحد شد، حج تنظیم و تمرین و تشكیل این زندگانی توحیدی است."6
1. صحیفه نور، ج 2،ص 229.
2. همان، ج 15، ص 123.
3.همان، ج 20، ص 228.
4. همان، ص 229. 30. همان، ص 112.
5. همان، ج 9، ص 176.
6. صدوق، علل الشرایع، ص 398
عهدی با جانان
عهدی با جانان!
عشق خرید و فروش پایاپای عاشق و معشوق است.
می دانم که بارها با خدا معامله کرده ای.
مطمئن باش در بازار محبت پروردگار
دست فروشها هم صدق و صفا می فروشند.
اما می خواهم تو را در یک مزایده بزرگ دعوت کنم.
شاید دیدار محبوب نصیب تو شود.
فقط یادت باشد چهل سحرگاه بیدار باشی
و نوای خوش دعای عهد را زمزمه کنی…
راه پیمایی طلاب مدرسه علمیه فاطمیه (س) گرمسار در محکومیت اهانت به ساحت مقدس پیامبر اعظم (ع)
دوشنبه دهم مهرماه ساعت 10/30صبح از روبروی گلزار شهداء گرمسار، طلاب مدرسه علمیه فاطمیه (س) دوشادوش سایر اقشار شهرستان گرمسار در راه پیمایی اعتراض امیز ، اهانت به ساحت مقدس رسول اعظم حضرت محمد مصطفی (علیه السلام) پیامبر رحمت وخاتم رسل ، را محکوم ومردود می نماید واعلام می دارد: سکوت بر اهانت خیانت است خیانت
و"کسانی که واضحات دین را انکار می کنند ،انسان نیستند ، وجنگ امروز ما بین انسان و لا انسان است….” ایت الله بهجت
صل علی محمد لبیک یا محمد
تصویر کدام شهید بر دیوار اتاق رهبر انقلاب است؟
در وبلاگ خاطرات جبهه مطلب عجیبی را ازحمید داود ابادی به عنوان خاطره دیدارش با رهبر انقلاب نقل کرده: اوایل بهمن ماه 1377 بود و بعد از ماه مبارک رمضان. همراه «مسعود ده نمکی» و فرزندانم سعید و مصطفی - که آن موقع هفت، هشت سال بیشتر نداشتند – خدمت مقام معظم رهبری بودیم. نماز جماعت مغرب و عشا در جمع کوچک مان به امامت آقا خوانده شد و آقا همان جا روی سجاده برگشت رو به ما و حال و احوال و گپ و گفت شروع شد. تازه نشریه شلمچه، به ضرب و زور «عطاالله مهاجرانی» وزیر ارشاد اصلاحات تعطیل و قلع و قمع شده بود. مسعود تقویم زیبایی را که در نوع خود در آن زمان بی نظیر بود، با خود آورده بود تا تقدیم آقا کند. سررسید جالب «یاد یاران» با تصاویر رنگی شهدا که در نوع خود اولین بود. آقا، سررسید را گذاشت جلویش و شروع کرد به تورق. برای هر کدام از شهدا که تصویرش را می دید، خاطره یا نکته ای می گفت. از شهید «سیدمجتبی هاشمی» که فرمود: «آقا سید برای خودش در آبادان حال و هوایی داشت.» تا شهید «عباس بابایی» که آقا خواب زیبایی را که چند شب قبل از آن شهید دیده بود، تعریف کرد. شهید «محمود کاوه» که آقا از آشنایی اش با خانواده آن عزیز در مشهد گفت و شهیدان دستواره که چند روز قبل از آن، به سر مزار آن سه برادر شهید رفته بود و … هر کدام از تصاویر زیبا، احساس آقا را با خود همراه داشت. مثلا عکس شهید «علی اشمر» – قمرالاستشهادیین لبنان - برای آقا خاطره آخرین دیدار پدر آن شهید و برادر بزرگ تر او محمد را به همراه داشت، که حاج منیف گفته بود:«آقا، من حاضرم همین پسرم محمد را هم به راه اسلام و ولایت فدا کنم.» و آقا که بر پیشانی محمد بوسه زده بود؛ و چندی بعد، محمد اشمر در عملیات مقاومت جنوب لبنان، با گلوله صهیونیست ها که بر پیشانی اش نشست، به شهادت رسیده بود. از بقیه بگذریم. همه اینها را گفتم تا به این جا برسم. آقا در بین صحبت هایش فرمود: «تصویر شهیدی در اطاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.» وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم. سپس به آقا میثم – فرزندش - گفت که برود و آن عکس را بیاورد. دقایقی بعد که صحبت ها درباره عظمت شهدا گل انداخته بود، آقا گفت: «حتما باید شما اون عکس رو ببینید.» سپس رو به میثم کرد و مجددا گفت: «شما برو اون عکس شهید رو از اطاق من بیار.» که آقا میثم رفت و سرانجام عکس را آورد. کارت پستال کوچکی بود از شهیدی با بادگیر آبی، که بر زمین تفتیده شلمچه آرام گرفته بود. آن عکس را قبلا دیده بودم. عکسی بود که «موسسه میثاق» منتشر و پخش کرده بود. زیر آن هم نام شهید را نزده بودند. عکس را که آورد، آقا با احترام و ادب خاصی آن را به دست گرفت و رو به ما نشان داد. همان طور که آن را جلوی چشم ما گرفته بود، فرمود: «شما به چهره این شهید نگاه کنید، چقدر معصوم و زیباست … الله اکبر … من این را در اطاق خودم گذاشته ام و به آن خیلی علاقه دارم.» ناگهان یاد کلامی از دوست عزیزم «حسین بهزاد» افتادم. چندی قبل از آن، حسین همان عکس را نشانم داد و نکته بسیار مهمی را تذکر داد. آن شهید جوان با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته بود و … به آقا گفتم: «آقا، یک نکته مهمی در این عکس هست که مظلومیت او را بیشتر می رساند.» آقا نگاه عمیقی به عکس انداخت و با تعجب پرسید که آن نکته چیست؟ که حرف حسین بهزاد را گفتم: « این بسیجی، با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته که گرد و خاک وارد لوله اسلحه نشود. یعنی این شهید هنوز به خط و صحنه درگیری نرسیده و با اسلحه اش هنوز تیر شلیک نکرده است.» با این حرف، آقا عکس را جلوتر برد و در حالی که نگاهش را به آن عزیز دوخته بود، با حسرت و با حالتی زیبا فرمود: « الله اکبر … عجب … سبحان الله … سبحان الله » دست آخر، آقا مسعود زرنگی کرد و از آقا خواست تا اجازه دهد عکس آن شهید را به عنوان یادگار به او بدهد. آقا هم پذیرفت و روی دست راست شهید بر عکس، امضا کرد و به عنوان یادگار به مسعود داد. دیدن این مطلب باعث شد تا این خاطره آقا را درباره شهید را ذکر کنم.
تصویر شهید هادی ثنایی مقدم
ولادت حضرت معصومه(س) و آغاز دهه کرامت مبارک باد---صلی الله علیک یا امام رضا(ع)
برگزاری نمایشگاه هفته دفاع مقدس در مدرسه علمیه فاطمیه (س)گرمسار
بسمه تعالی
معاونت فرهنگی مدرسه علمیه فاطمیه (س) گرمسار از برگزاری نمایشگاه هفته دفاع مقدس در هفته آینده در این مدرسه خبر داد ، دراین نمایشگاه که باسعی وتلاش خالصانه تنی چند از طلاب عاشق فرهنگ شهید وشهادت صورت گرفته است، ارزش های جنگ ودفاع مقدس به تصویر کشیده می شودو برنامه های متنوع فرهنگی نظیر دعوت از مادران شهداء و چهره های رزمنده وجانباز برای نقل خاطرات وکلیپ های زیبااز دفاع مقدس و اهداء بسته های فرهنگی به بازدید کنند گان و….برگزارمی گردد،از علاقه مندان دعوت می شوداز این نمایشگاه دیدن نمایند.
مراسم سال جدید تحصیلی 92-91 درمدرسه علمیه فاطمیه (س) گرمسار برگزار شد.
در این مراسم که با حضور طلاب و تنی چند از مسوولین شهرستان گرمسار برگزار گردید ، امام جمعه محترم شهرستان گرمسار به سخنرانی پرداخت و سپس پیام مدیر حوزه های علمیه خواهران قرائت گردید وطلاب سال جدید تحصیلی راآغاز نمودند.
منشور طلبگی
بسمه تعالی
رهنمود های امام خمینی (ره) خطاب به روحانیت وحوزه های علمیه :
-صلوات و سلام خدا ورسول خدا بر ار واح طیبه شهیدان خصوصاً شهدای عزیز حوزه ها وروحانیت .درود بر حاملان امانت وحی و…. سلام بر حماسه سازان همیشه جاوید روحانیت که رساله ی علمیه وعملیه ی خود را به دم شهادت و مرکب خون نوشته اندو بر منبر هدایت ووعظ و.خطابه ی ناس ازشمع حیاتشان گوهر شب چراغ ساخته اند. افتخار وآفرین بر شهدای حوزه وروحانیت که در هنگامه نبرد رشته تعلقات درس وبحث ومدرسه را بریدند وعقال تمنیات دنیا را از پای حقیقت علم بر گرفتند وسبک بالان به میهمانی عرشیان رفتند ودر جمع ملکوتیان شعر حضور سرودند.
سلام بر آنان که تا کشف حقیقت تفقه ،به پیش تاختند وبرای قوم وملت خود منذران صادقی شدند که بند بند حدیث صداقتشان قطرات خون وقطعات پاره پاره پیکرشان گواهی کرده است وحقاٌ از روحانیت راستین اسلام و تشیع جز این انتظاری نمی رود که در دعوت به حق وراه خونین مبارزه مردم خود اولین قربانی ها را بدهدو مهر ختام دفترش شهادت باشد .
آنان که حلقه ذکر عارفان ودعای سحر مناجاتیان حوزه ها وروحانیت را درک کرده اند در خلسه ی حضورشان آرزویی جز شهادت ندیده اند وآنان از عطایای حضرت حق در میهمانی خلوص وتقرب جز عطیه شهادت نخواسته اند . البته همه مشتاقان وطالبان هم به مراد شهادت نرسیده اند ،یکی چون من عمری در ظلمات حصارها وحجاب ها مانده است ودر خانه عمل وزندگی جز ورق وکتاب منیت نمی یابد ودیگری در اول شب یلدای زندگی ،سینه ی سیاه هوس ها را دریده است وبا سپیده ی سحر عشق، عقد وصال شهادت بسته است. وحال من غافل که هنوز از کتم عدم ها به وجود نیامده ام ،چگونه از وصف غافله سالاران وجود ،وصفی بکنم. من وامثال من از این غافله فقط بانک جرسی می شنویم ، بگذارم وبگذرم .(67/12/13)
- حوزه های روحانیت محل تدریس وتعلیم وتبلیغ ورهبری مسلملنان است. ….جای آنهاست که امانتدار وجانشین پیغمبرانند. محل امانتداری است وبدیهی است که امانت الهی را نمی توان به دست هر کسی داد.(57/1/3)
- باید دانست که مشکلترین اموروسخت ترین چیزها دینداری است درلباس اهل علم وزهد وتقوی ، وحفظ قلب نمودن است دراین طریقه.
- از همه کوششها لازمتر ،کوشش دو قشر روحانی ودانشگاهی در راه تهذیب وتربیت خود وجوانان عزیزهمدوش با تعلیم تاحد تخصص است، چراکه با فساد آنان عالًم فاسد می شود وبا صلاح آنان صالح…….علم وتخصص بدون تهذیب وتربیت ، بلایی است که امروز بشر مبتلای به آن است ومی رود تا عالم را به آتش کش ….. .(62/1/12)
- بار علم بار سنگینی است که به عهده ی شماست ،آن طور نیست که تنها وظیفه شما تحصیل مشتی الفاظ ومفاهیم باشدبلکه حفظ اسلام واحکام اسلام است که به شما سپرده شده و شما امین وحی الهی هستید وباید ضمن تحصیل علم مشغول تهذیب نفس هم باشید وچنانچه غیر را تبلیغ می کنید نفس خود ر ا هم اصلاح نمایید.(50/10/2)
- هان ای روحانیین اسلامی ! ای علمای ربانی !ای دانشمندان دیندار ! ای گویندگان آیین دوست !ای دینداران خدا خواه! ای خدا خواهان حق پرست! ای حق پرستان شرافتمند!…. موعظت خدای جهان را بخوانید ویگانه راه اصلاحی را که پیشنهاد فرموده بپذیرید وترک نفع های شخصی کرده تا به همه سعادت های دو جهان نا ئل شوید وبا زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید."ان الله فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها"(اگاه باشید که برای پروردگار شما در روز های زندگی شما نسیم هایی است ، پس خود را در معرض آنها قرار دهید. بحار الانوار ج 77، ص 167)
-هیچ حرکتی وعملی از فرد ویا جامعه نیست مگر اینکه مذهب اسلام برای آن حکمی مقرر داشته .(57/10/18)
- روحانی باید خدمتگذار ارواح مردم باشد،قلوب مردم را حفظ بکند. شماها مامورید که قلب های مردم را حفظ بکنید.(58/6/16)
- من مجددا تاکید میکنم که دنیا امروز تشنه ی حقایق واحکام نورانی اسلام است وحجت الهی بر همه علما وروحانیون تمام گردیده است…(66/5/6)
منبع: برگرفته از کتاب “روحانیت وحوزه های علمیه از دیدگاه امام خمینی “
شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) تسلیت باد.
بسمه تعالی
مولا جان! قسم به بقیع ! قسم به فجر! قسم به اولین سپیده عدالت!که معجزه مهدوی(علیه السلام) به وقوع
خواهد پیوست وآستان کبریایی تو برای همیشه در آغوش آرزومندان باقی خواهدبود.
مارا بگیر دست که از پا فتاده ایم آقا به حق تربت پنهان مادرت زهرا (علیها سلام)
گارگاه قرآن پژوهی در مدرسه علمیه فاطمیه (س) گرمساربرگزار می شود.
بسمه تعالی
خانم رنجبر معاون پژوهش مدرسه علمیه فاطمیه (س) گرمساراز برگزاری دودوره کارگاه قرآن پژوهی در تاریخ بیستم وبیست ویکم شهریور ماه در مدرسه علمیه فاطمیه (س) گرمسار خبر داد.
نشست معاونین فرهنگی استان سمنان
بسمه تعالی
نشست معاونین فرهنگی استان سمنان در شهر سمنان درروز چهار شنبه پانزدهم شهریور برگزار گردید.
در این نشست که با حضور دکتر صابریان مدیر مدارس علمیه خواهران استان سمنان وخانم کمشی کمر معاون فرهنگی مدارس علمیه خواهران استان سمنان و معاونین فرهنگی شهرهای سمنان ،شاهرود ،دامغان ،گرمسار و بسطام برگزار گر دید،هریک به تشریح نقطه نظرات ودیدگاه ها ی خود پرداختند.
روی مزار شهیدی نوشته بود...
غریب وبی صدا مردن چه زیباست
به رسم لاله ها مردن چه زیباست
به پرواز آمدن تا کهکشانها
درآغوش خدا مردن چه زیباست
(نثار روح امام وشهدا صلوات)
توبـــــهـ خانهـ دل
بارالہــــا
توبهـــ امـ را بپدیــــــر
و
تا رسیدنـــ ِ لحظهــ ِ ملاقاتمانــــ
در حریمــــ ِ امنـــ ِ خود جایـــمـ دهـ
خــــداوندا
دلمـــــ الغوثـــــ گــــویانـــ
چشمـــ ِ تمنـــــا به بزرگوارے اتــ دوختهــ
دیدگـــــانم را میزبانـــ ِ همیشگـــے اتـــ قــــرار دهــ
پــــروردگـــــارا
گــــر منـــ خانهــ اتـــ را با غیـــــر آلـــودمــ
خــــود ، آنــــرا تہــــی کنـــ
باشــــد کهــ تنہـــا صاحبشـــ تو باشے و بســـ
بارالہــــا
دلمــــ را منـــــور به حضــــور ابدے اتــ گردانــــــ
التماســـــ نوشتـــ : واسمع دعائے یا حبیبـــــ منــ لا حبیبـــــــــ لہ
او نوشتــــــ :
قُلْ هُوَ رَبِّی لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَیْهِ مَتَابِ
گو اوست پروردگار من ؛ معبودى بجز او نیست ؛ بر او توكل كرده ام و بازگشت من به سوى اوست
” رعد 30 “
إِنَّ اللّهَ كَانَ تَوَّابًا رَّحِيمًا
” نساء 16 “
فاطمه قــزلو
یا حسن(ع)
قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَيهِ السَّلام :
يا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِياً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ يصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً
امام حسن مجتبي (عليه السلام) فرمود:اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى عفيف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى
راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان برايت تقسيم و مقدّر نموده است، تا هميشه غنى و بى نياز باشى.
نسبت به همسايگان، دوستان و همنشينان خود نيكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى.
با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار دارى ديگران همانگونه با تو بر خورد نمايند .
نزهه النّاظر و تنبيه الخاطر: ص ۷۹، ح ۳۳، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۱۱۲
آقاے مهربان ، کمِ تو فرق میکند »» به مناسبت ولادت کرم اهل بیت
「 آقاے مهربان ، کمِ تو فرق میکند」
میگفت: وقتی بہ آیہ اے میرسید کہ با “یا ایها الذین امنوا “ شروع میشد،
بعد از تمام کردنش،“لبیک” میگفت ، ایمان داشت کہ ایمان آورده
میگفت: آمده بود جلو و گفته بود چہ اسب زیبایی! از اسب پیاده شد و مرکبش را بخشید
میگفت: مالش را چند بار بخشیده بود.تمام مالش را ، آنقدر کہ از صبح فردایش، هیچ نداشت، کریم آل الله بود
میگفت: نگین انگشتری ش “حسبی الله” بوده ، خدایش برایش بس بود
میگفت:قبل از رفتنش ، گفتہ بود جانِ برادر،چرا گریہ میکنی؟ لایوم کیومک.. هیچ روزے هم مثل روز برادرش نشد
آرامش با یاد خدا
باید قلبت را آنقدر از عاطفه لبریز کنی
که اگر روزی افتاد و شکست
همه جا عطر گل یاس پراکنده شود . .
الامام علی علیه السلام :
ان الایمان یبدو لمظه بیضاء فی القلب ، فکلما ازداد الایمان عظما ازداد البیاض ، فاذا استکمل الایمان ابیض القلب کله !
هرگاه ایمان در قلب وارد شود ، نقطه ای نورانی در آن پدید می آید؛
هرچه ایمان زیاد میشود، آن نقطه گسترش مییابد
و آنگاه که ایمان کامل شد ، نور تمام قلب را فرا میگیرد !
کنز العمال /1734 “
تأكيد رهبر معظم انقلاب در جمع قاريان، حافظان و اساتيد قرآني(91/4/31)
حضرت آيت الله خامنه اي در سخناني در اين محفل قرآني، داعيه جمهوري اسلامي ايران را برپايي تمدني متكي بر معنويت ناشي از قرآن و هدايت الهي دانستند و با اشاره به استثمار انسانها بوسيله تمدن غرب بعنوان تمدني مبتني بر ماديت و بدور از اخلاق و معنويت تأكيد كردند: نمونه بارز ادعاهاي دروغين غرب درباره اخلاق و حقوق بشر، سكوت اين مدعيان در قبال كشتار هزاران انسان مسلمان در ميانمار است.
ايشان افزودند: تمدن غرب در طول قرنهاي گذشته نيز، هرجا كه پا گذاشته است، جز فساد و استثمار انسانها نتيجه اي نداشته است.
رهبر انقلاب اسلامي خاطرنشان كردند: عزت، رفاه، پيشرفت مادي و معنوي، اخلاق نيك و غلبه بر دشمنان، فقط از طريق عمل به معارف قرآني بدست خواهد آمد.
بـه رنگ آخر الزمان ( قتل عام 60 هزار مسلمان در یك ماه در میانمار )
• 「 بـ ه رنگ آخر الزمان 」
آموزه های بـــــــــودا و سلوک این آیین حکایت از آرامش و عدم توجـه بـه دنیـا دارد
همان آیینی ست کـه توسط رسانـه های غربی و صهــیونیستی و حتی فیلمهای هالیوود زیرکانـه تبلیــغ می شود
بـه اصطلاح روشنفکران بین المللی بـوداییت را بـه خاطر
ویژگی آرامش مفرط چُمــاقی می کنند و بر سر اســلام می کوبند!!
و اسلام عزیز را متهم بـ ه خشونت
✘ امروز ماهیت واقعی بـــــوداییت را کـه توسط صهیونیسم برای مسلمان کُشی کوک شده را تماشا کنید!
✘ حالا اسـلام عزیز خشن است یا بــوداییت ؟
پرده اول :
بودائیان میانمار کودکان مسلمان را میسوزانند
کاریکاتوری براساس واقعیت …!!
.
.
.
پرده دوم :
اگر در غدیر ولایت را وکالت نمی خواندند
اگر در سقیفه امامت را انتخابی نمی دانستند
اگر حسن را در مدائن تنها رها نمی کردند
اگر حسین را در نینوا غریبانه شهید نمی کردند
.
.
.
امروز مهدی غائب نمی شد
بی سرپرستی ما تاوان بی وفایی ست ، تاوان بی بصیرتی ست
ما محکومیم تاوان بدهیم …
.
.
.
کودکان را زنده زنده می سوزانند ! !
پرده سوم :
صلح نوبل ، جایزه ایست که تقدیم میشود به هوچی گرهایی که در وقت
نیاز خفه خون میگیرند … !!
کجایید ای برندگان جایزه صلح ؟ ! کودکان را زنده زنده می سوزانند !
سخــن آخـــر :
بیدار شو مسلمان ، دل مونس ِنوا شد
یک عدّه در میانمار ، آماج ِ کینه ها شد
سوریه و عراق هم ، در جای خود عزیزند
امّا بیا میانمار ، اینجا ببین مِنا شد
نامت شده مسلمان؟ دم میزنی ز ِ قرآن؟
در خواب غفلتی تو ، بیدار شو ، عزا شد
آتش زده به جان ِ این مردم مسلمان
آنها که بی خبر از ، دین و ره ِ خدا شد
بودائیان کافر،آن جاهلان ِ بی دین
طغیان نموده در ظلم ، اسطوره ی جفا شد
(بهلول حبیبی زنجانی)
دعای همهء ما در این شبهای میهمانیِ خدا :
طرح جمع آوری صلــوات برای ظهــور
طرح جمع آوری صلــوات برای ظهــور
کسانی که مایل به شرکت در این طرح هستند ،
تعداد صلوات هایی را که می خواهند بفرستند را
در بخش نظرات همین پست اعلام کنند .
( زمان این طرح تا پایان ماه مبارک رمضان می باشد.)
تعداد صلوات ها تاکنون: 600
ماه تو
شَهرُالَّرمَضان
اَلَّذی اُنزل فیه القُرآن . . .
“ربنا لا تزع قلوبنا…”
یا لطیف…
خیره شده ام به آسمانت…
که همین شب ها
هلالِ ماهی را به آغوش خواهد کشید که ماهِ توست…
ماه عاشقانه های بی بهانه ات…
ماهی که دست های دلم را می گیری
تا پروانگی های فراموش شده اش را از نو به یادش بیاوری…
که یاد بگیرم که هر چقدر هم که سخت و دشوار باشند جاده های زندگی
تو پناهِ همیشه منی…
پی نوشت : امیدکه از خوان گسترده خوبی ها و رحمت بی انتهایت دل ها مان را به طعم مهربانی و خوبی مهمان کنیم…
رمضان الکریم
بوے رمضان و مقدمش بوسیدم
در رهگذرش طبق طبق گل چیدم
من با چہ زبان شکر بگویم کہ بہ چشم
یک بار دگر ماه خدا را دیدم . .
الَهِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَنَاجَیْتَهُ سِرّا وَ عَمِلَ لَكَ جَهْرا
خدایا! مرا از آنان قرار ده كه ندایشان كردی، پاسخت گفتند
و نگاهشان كردی، مدهوش جلال تو گشتند،
با آنان، راز گفتی و نجوا كردی، آشكارا برای تو كار كردند. مناجات شعبانیه
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پی نوشت : یه وقت هایی باید سر بیاندازی زیر و بروی بر در آستان کسی بنشینی و زار بزنی حتی اگر روی دیدنش را نداشتہ باشی . .
امام خمینی، دیوان اشعار (تاریخ سرودن شعر 29 شعبان 1407)
عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد
افطار به می کرد برم پیر خرابات
گفتم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد
با باده وضو گیر که در مذهب رندان
در حضرت حق این عملت بارور افتاد
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده لقمه های راز شد
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شب ها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدارشو!دولت بگیر
عظمت مناجات شعبانیه در کلام امام خمینی(ره)
این روزها بجاست که از عارف کامل، امام راحل، خمینی عزیز(قدس سره) یاد کنیم که با یادکرد پیوسته از مناجات شعبانیه و مضامین بلندش، آن هم با زبان و لحنی خاص و شوق انگیز، توجه امت ما را به این گنجینه عرفانی بیشتر معطوف ساخت.
بخشی از فرمایشات امام خمینی عزیز(رحمه الله علیه) درباره ی مناجات شعبانیه که در فایل زیر می شنویم،بدین شرح است :
“ مسئله “فصعق لجلالک” که مبداش قرآن است مسئله ای ست که
انسان گمان می کند که “افتاد غش کرد”
ولی این غش حضرت موسی چه بوده است یک مسئله ای نیست که غیر موسی بفهمد.
نه عارف و نه فیلسوف و نه دانشمند نمی توانند ذوب کنند که چی هست مسئله .
همین جملاتی که در همین مناجاتِ بزرگ است ، مسائلی ست که به حسب ظاهر سهل است و واقعا ممتنع است.
ریاضات بسیار می خواهد تا انسان بتواند بفهمد که “ناجَیتَهُ، نه ناجَیتُهُ"،این چی است ؟خدا با انسان مناجات می کند،چیه مناجات؟چی خواستن ائمه؟این از دعاهایی است که من غیر از این دعا ندیدم که همه ی ائمه این مناجات را می خواندند.
این دلیل بر بزرگیِ این مناجات است که همه ی ائمه این مناجات می خواندند،چی بوده است بین آنها و خدایا؟ کمال انقطاع چی است ؟ …”
شرايط و ويژگي هاي منتظران ظهور در عصر انقلاب اسلامي
اي پرچم نجات در آغوش
اي چشمه سار عاطفه را نوش
اي قائد ناگشته فراموش
اي همه غمها را تو پايان
اي همه دردها را تو درمان
اي همه نابساماني ها را تو سامان
اي هر كجا فساد، تو هادم
اي هر كجا نظام، تو ناظم
اي هر كجا قيام، تو قائم…
باز هم نيمه شعباني ديگر از راه رسيد و خيل منتظرانت چشم به راه سپيده مانده اند. سال هاي سال است كه دل بيقراران و مشتاقانت در تب و تاب حضور گرانسنگت اي يوسف فاطمه(س) مي تپد و چه شب ها و روزهاي انتظار را طي كرديم و به اميد فرجت دعاي آمدنت را زمزمه نموديم…
فردا نيمه شعبان، زادروز تولد قائم آل محمد(ص) است. همان منجي كه با قدوم مباركش جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد، پليدي ها و ظلم ظالمان را نابود و حق را به حق دار خواهد داد.
در ميان اعياد شيعيان، جشن ميلاد امام عصر ارواحنا فداه حال و هواي ديگري دارد، حالتي كه قابل وصف نيست و قلم و زبان هر چقدر توانمند باشد باز از بيان آن ناتوان است.
در شماره امروز كيهان به تحليل و بررسي نشانه هاي منتظران ظهور و ويژگي هاي يك فرد منتظر پرداخته ايم.
ميلاد عشق در روز جمعه
امام مهدي(ع) در سپيده دم روز جمعه، نيمه شعبان سال 255 هجري قمري برابر 869 ميلادي در شهر سامرا در عراق ديده به جهان گشود. البته در سال تولد ايشان اختلافي مطرح است و سال 254 و 256 نيز گفته شده است كه مي تواند به علت پنهاني بودن تولد ايشان باشد. حجت الاسلام والمسلمين محمدجواد مهري كارشناس علوم ديني در گفت وگو با گزارشگر روزنامه كيهان در باب ويژگي هاي منتظر واقعي امام عصر(عج) مي گويد: «در لغت منتظر به كسي مي گويند كه چشم انتظار باشد و يا آماده آمدن و ورود كسي باشد.»
وي در ادامه مي گويد: «اين حالت را مي توان به فردي تشبيه كرد كه روي زانو در حال تجافي و منتظر قيام امام جماعت براي ركعت بعدي نماز باشد، يعني نيم خيز و كاملا آماده قيام و همراه شدن با امام جماعت، در واقع يك منتظر واقعي هم بايد اينچنين حالتي داشته باشد و هر لحظه منتظر امام غايب (عج) باشد.»
در روايات متعددي آمده است كه يك منتظر واقعي بايد آداب و اصولي را رعايت كند تا بتواند در جرگه منتظران واقعي امام مهدي(عج) درآيد.
حجت الاسلام والمسلمين مهري در ادامه همين بحث مي افزايد: «بدون شك بايد شرايط ويژه اي را رعايت كرد تا بتوان يك منتظر به معناي حقيقي كلمه بود. بر همين اساس يك منتظر واقعي كسي است كه گوش به فرمان امام خود باشد و آنچه كه او مي گويد و فرمان مي دهد انجام دهد و در دوران انتظار به تمام اعمال خواسته شده جامه عمل بپوشاند و در رفتار، گفتار، كردار و تمامي اعمال ريز و درشت خود نظارت و كنترل كامل داشته باشد و مطيع محض امام خود در هر حال و شرايطي باشد.»
نشانه منتظران ظهور
در دوران كنوني كه زمان غيبت امام زمان(عج) است، ولايتمداري افراد مي تواند از نشانه هاي بارز يك منتظر حقيقي امام غايب(عج) باشد.
حجت الاسلام والمسلمين مهري در اين باره به گزارشگر كيهان مي گويد: «ولايتمداري ركن اصلي نشانه يك منتظر واقعي است اين بدان معناست كساني كه ولايت پذيريشان در زمان غيبت از امام و نايب امام بالاتر است به بحث مهدويت و انتظار نزديك تر هستند.»
اين كارشناس علوم ديني با تاكيد بر اهميت فراوان موضوع ولايتمداري افراد در مباحث انتظار مي گويد: «در زمان حاضر بارزترين و برجسته ترين نشانه يك منتظر واقعي امام زمان(عج) را بايد با محك ولايت پذيريشان سنجيد. افرادي كه در برابر نايب امام غايب(عج) مي ايستند و مطيع محض و امر او نيستند قطعاً نمي توانند در زمره منتظران واقعي به حساب آيند. به بيان ديگر بايد گفت اگر شما ولايت پذيريتان زير سؤال باشد قطعاً در بحث انتظار نيز نمي توانيد در رديف منتظران حقيقي امام زمان(عج) قرار بگيريد.»
وظيفه اصلي منتظران ظهور چيست؟
افرادي كه در جرگه منتظران ظهور امام مهدي(عج) قرار دارند قطعاً داراي وظايفي هستند كه بايد در دوران انتظار انجام دهند.
مريم محمودزاده استاد دانشگاه شهيدبهشتي در اين باره مي گويد: «انتظار ظهور حضرت صاحب الزمان(عج) به دو گونه است؛ يكي انتظار اعتقادي و شعاري و ديگري انتظار عملي و فراهم كردن زمينه ظهور آن حضرت.»
وي مي افزايد: «اما آنچه كه مهم تر و مأموريت اصلي منتظران ظهور است، انتظار عملي و زمينه سازي براي برپايي حكومت عدل جهاني در ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است.»
محمودزاده در ادامه به رواياتي اشاره مي كند و مي گويد: «علي بن محمد از محمد بن علي بن ابراهيم و او از عبدالله بن صالح نقل مي كند كه گفت: امام زمان(عج) را در كنار حجرالاسود مشاهده كردم كه مردم همگي جذب نورانيت وجود او شده بودند، درحالي كه ايشان را نمي شناختند چنين مجذوب بودند.»
اهميت شناخت امام غايب
حجت الاسلام والمسلمين مهدي يوسفيان، استاد مركز تخصصي مهدويت به شناخت امام مهدي و اهميت آن اشاره مي كند و مي گويد: «شناخت وجود مقدس امام زمان(عج) بسيار مهم و ارزشمند است، چرا كه از يك سو معرفت صحيح امام بر هر فردي واجب بوده و نبود آن، مرگ جاهليت را به دنبال دارد و از سوي ديگر شناخت بهترين موعود پيامبران و مصلح جهاني و آگاهي از زندگاني او، نقش مهم و تعيين كننده اي در زندگي افراد دارد و حركت آنان را تنظيم مي كند.»
حجت الاسلام يوسفيان مي گويد: «اين شناخت دو جنبه دارد، اول معرفت شخص آن بزرگوار كه او كيست و زندگاني او به چه صورت است؟ دوم معرفت شخصيت ايشان كه جايگاه آن حضرت در نظام هستي كجاست و چه آثاري بر آن مترتب است و ما چه وظايفي در قبال امام داريم؟»
انتظار فرج در عصر حاضر
روايت است از پيامبر اعظم(ص) كه فرمودند: بالاترين جهاد امت من انتظار فرج است.
حجت الاسلام والمسلمين محمد مهدي مرادي كارشناس امور فرهنگي و مدرس حوزه علميه در گفت وگو با گزارشگر كيهان مي گويد: « دو نوع انتظار وجود دارد، يكي انتظاري است كه سازنده است و ديگري انتظاري است كه ويرانگر است.»
مرادي در تشريح اين سخنان مي گويد: «انتظار سازنده اصلاح گراست و داراي شرايط و ويژگي هايي است. اما انتظار ويرانگر هم همان است كه معتقد است بايد جامعه را به فساد كشاند تا ظهور حضرت ميسر گردد.»
اين كارشناس امور فرهنگي به فرهنگسازي در باب مهدويت اشاره مي كند و تصريح مي كند: «بايد با فرهنگسازي در جامعه موضوع مهدويت و انتظار را نهادينه كنيم، امروز خيلي از افراد هنوز با موضوع مهدويت بيگانه و ناآشنا هستند، لذا يكي از اصلي ترين وظايف در باب مهدويت اين است كه يك منتظر واقعي در بعد علمي، عقلي و رفتاري پيرو واقعي امام باشد و ايمان و فضايل را در وجودش تقويت كند و در وهله اول به ولايت اهل بيت عصمت و طهارت(ع) تمسك بجويد. از حضرت امام صادق(ع) روايت است كه فرمودند: خوشا به حال شيعيان ما، همان كساني كه تمسك مي جويند به محبت ما در زمان غيبت قائم ما.»
مرادي به روايت ديگري از امام زين العابدين(ع) اشاره مي كند و مي گويد: «امام سجاد(ع) مي فرمايند: هر كس كه در زمان غيبت امام زمان(عج) در ولايت ما اهل بيت عليهم السلام ثابت قدم باشد پاداش هزار شهيد از شهداي جنگ بدر و احد را به او مي دهند. اين حديث بسيار پر مغز از امام چهارم شيعيان نشان از اهميت بسيار زياد بحث ولايت پذيري و ثابت قدم ماندن در راه ولايت اهل بيت و نايب امام زمان(عج) دارد.»
امر به معروف و نهي از منكر
حجت الاسلام مرادي در ادامه سخنان خود به امر به معروف و نهي از منكر اشاره كرده و تصريح مي كند: «از ديگر نشانه هاي منتظران ظهور اين است كه بسيار اهل امر به معروف و نهي از منكر هستند و دوست دارند جامعه اصلاح شود، از همين رو اين فريضه يكي از اركان اصلي در باب مهدويت و نشانه منتظران ظهور است.»
مرادي غافل نبودن از ياد امام مهدي(عج) و گوش به فرمان نايب امام بودن را از جمله خصوصيات بارز منتظران ظهور مي داند و مي گويد: «در زمان حاضر توجه به فرامين نايب امام زمان كه همانا مقام معظم رهبري حضرت امام خامنه اي مدظله العالي است مي تواند منتظران ظهور را به سرچشمه اصلي زلال ولايت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام نزديك تر كند.»
امام مهدي(عج) در توقيعي به شيخ مفيد مي فرمايند: «ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده و مخفي نيست.» و در قسمتي ديگر از اين توقيع آمده است: «ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي و اهمال نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده ايم؛ اگر جز اين بود دشواري ها و مصيبت ها بر شما فرود مي آمد و دشمنان شما را ريشه كن مي كردند.»
ويژگي بارز در مورد امام زمان(عج) اين است كه شباهت زيادي به پيامبر اكرم(ص) دارد و ايشان داراي كمال موسي، شكوه عيسي و شكيبايي ايوب(ع) است.
شرايط بيعت ياران خاص با امام زمان(عج)
حضرت اميرالمؤمنين(ع) در خطبه معروف به «خطبه البيان» كه در بصره ايراد فرمودند، در بيان علائم و نشانه هاي ظهور امام زمان(عج) و نيز وقايع هنگام و بعد از ظهور آن حضرت، مطالبي فرمود كه در بخشي از آن آمده است:
پس از آن كه حضرت صاحب الزمان(عج) در ابتداي ظهور، ياران خاص خويش، يعني همان 313 نفر را مورد آزمايش قرار مي دهد و آنان را در طلب آن حضرت از مكه به مدينه، سه بار رفت و آمد مي كنند، آن بزرگوار بين صفا و مروه بر آنان ظاهر مي شود و خطاب به آنان مي فرمايند: «اني لست قاصعاً امراً حتي تبايعوني علي ثلاثه خصله تلزمكم لاتغيرون منها شيئاً و لكم علي ثمان خصال فقالوا: سمعنا و اطعنا فاذكر لنا ما انت ذاكره، يا ابن رسول الله!»؛ «هيچ برنامه روشني براي شما ارائه نمي دهم، مگر اين كه با من هم پيمان شويد كه سي خصلت را همواره مراعات كنيد و هرگز هيچ يك از آنها را تغيير ندهيد و رها نكنيد، در برابر پيماني كه شما با من مي بنديد، من هم با شما پيمان مي بندم، هشت خصلت را همواره مدنظر داشته باشم.»
آنان عرض مي كنند: ما گوش به فرمان و مطيع هستيم، اي پسر پيامبر خدا! هر شرطي كه مي خواهي مطرح فرما، پس از آن كه ياران اعلان آمادگي كردند، حضرت صاحب الزمان(عج)، به طرف كوه صفا حركت مي كند و آنان نيز همراه آن حضرت حركت مي كنند، در آنجا امام زمان(عج) خطاب به آنان مي فرمايد: «اما آن سي نكته اي كه بايد منشور هم پيماني شما با من باشد، مواردي است كه در ذيل مي آيد:
1- هرگز از اطاعت من سرپيچي نكنيد و از هيچ يك از اصول توافقات عقب نشيني نكنيد.
2- هرگز دست به دزدي نزنيد.
3- هرگز به زناكاري آلوده نگرديد.
4-هرگز فعل حرام انجام ندهيد.
5- هرگز به فحشا و فساد گرايش نداشته باشيد.
6- به ناحق هيچ كس را نزنيد.
7- به زراندوزي و جمع كردن طلا مبادرت نكنيد.
8- به جمع كردن نقره مشغول نشويد.
9- گندم را احتكار نكنيد.
01- هرگز جو را احتكار نكنيد.
11- هيچ مسجدي را خراب نكنيد.
21- هرگز شهادت باطل ندهيد.
31- هرگز از مؤمنين بدگويي نكنيد.
41- هرگز ربا نخوريد.
51- در سختي ها بردبار باشيد.
61- بر هيچ خداپرستي لعنت نفرستيد.
71- هرگز شراب نخوريد.
81- هرگز لباس زربافت (بافته شده از تار و پود طلا) نپوشيد.
91- هرگز پارچه ابريشمي را به روي خود نيندازند.
02- لباسي كه از ديباج «پارچه ابريشمي رنگ شده» دوخته شده است را نپوشيد.
12- دشمن شكست خورده در حال فرار را تعقيب نكنيد و نكشيد.
22- هيچ خون ناحقي را نريزيد.
32- با هيچ مسلماني به حيله و نيرنگ برخورد نكنيد.
42- حتي بر كفار هم تجاوز و ستم نكنيد.
52- با منافقان به تجاوز و ستم برخورد نكنيد.
62- هرگز لباس دوخته شده از ابريشم بر تن نكنيد.
72- در زندگي ساده زيست باشيد و خاك، فرش زندگي شما باشد.
82- از فساد و فحشا همواره بيزاري بجوييد.
92- امر به معروف را سرلوحه زندگي خويش قرار دهيد.
03- همواره نهي از منكر كنيد.
هرگاه شما نسبت به اين 03مورد ذكر شده با من پيمان بستيد، اين حق را خواهيد داشت كه من هم در مورد هشت چيز با شما پيمان بسپارم:
1- متعهد مي شوم، شما دوستان خاص من باشيد و ديگران را بر شما ترجيح ندهم.
2- لباس هايي را كه مي پوشم، مانند لباس هاي شما باشد.
3- غذا و خوراكم مانند غذاي شما باشد.
4- مركب سواري من همتراز مركب شما باشد.
5- در همه حال و هر زمان با شما باشم.
6- همواره همراه با شما حركت كنم.
7- در زندگي به مقدار كم راضي باشم.
8- زمين پر از ظلم و جور شده را پر از عدل و داد كنم.
پس همگان، خدا را آن گونه كه شايسته است، عبادت مي كنيم، من به عهدم با شما وفا مي كنم و شما هم به عهدتان با من وفادار بمانيد.»
حال آيا ما منتظر واقعي امام عصر(عج) هستيم و مي توانيم با توجه به اين تعهدات خود را بيازماييم؟!
گزارش روز
نماز امام خامنه ای (مدظله)به همراه شعری از ایشان درمورد امام زمان(عج)
دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است
دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است
شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است
سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است
بگرفته آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل دراین چمن که سزاوار دیدن است
با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است
آن را که لب به جام هوس گشت آشنا
روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است
فرازی از بیانات امام خامنه ای(مدّ ظلّه )

انتظار یعنی قانع نشدن، قبول نکردن وضع موجودِ زندگی انسان و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب، که مسلّم است این وضع مطلوب با دست قدرتمند ولی خدا، حضرت حجت بن الحسن، مهدی صاحب زمان(ع) تحقق پیدا خواهد کرد. باید خود را به عنوان یک سرباز، به عنوان انسانی که حاضر است برای آنچنان شرائطی مجاهدت کند، آماده کنیم. انتظار فرج معنایش این نیست که انسان بنشیند، دست به هیچ کاری نزند، هیچ اصلاحی را وجهة همت خود نکند، صرفاً دل خوش کند به اینکه ما منتظر امام زمان(ع) هستیم.
فرازی از وصیت نامه امام خمینی (ره)
ما مفتخریم که ائمه معصومین،از علی بن ابیطالب گرفته
تا منجی بشر،حضرت مهدی صاحب زمان،علیهم الاف التحیات والسلام،
که به قدرت خداوند قادر زنده وناظر امور است ،ائمه ما هستند.
تجدید بیعت
بسم رب المهدی . .
السلام عليك يا مولاي يا صاحب الزمان !
مولای من !
1173 سال از آغاز غیبتت می گذرد و من نیز چندین زمستانش را نظاره گر خزان نبودنت بوده ام
ای فرزند فاطمه !
خوشا به حال آنان که در این فصل سرد فراق تو، سینه هایشان سرشار از گرمای عشق توست و برای آمدن بهار قدومت سر از پا نمی شناسند
و بدا به حال من که در این بوران غفلت و جدایی ات، سرشار از عشقی یخزده، خود را سرگرم آدم برفی ها نموده و به سرمای نبودنت دل خوش کرده ام
آقای من !
در این شب میلاد پر نورت، از خود گریخته و به سوی تو آمده ام
دستان آلوده ام را به سویت گشوده، با دیده ای اشکبار و قلبی مالامال از محبتت
با تو پیمان می بندم که در این شبهای تاریک غیبتت، تا صبح ظهور و حضورت، لحظه ای از تو جدا نشده و سر بر آستان غیر تو نسپارم
مولای من! قول می دهم که به لطف و یاری ات، خود را به هر آنچه تو نمی پسندی آلوده نساخته و از هر آنچه مرا از تو جدا می سازد، جدا شوم
ای حجت خدا! با تو پیمان می بندم که تا آنجا که توان دارم تو را یاری نموده و زمینه ساز ظهور پر نور تو باشم
ای سید و آقای من! با تو عهد می بندم که در مسیر تحصیل و مطالعه و پژوهش در راه شناخت تو و دین خدا بیش از پیش کوشیده و از شناساندن آن به همه مردم عالم لحظه ای فروگذار نکنم
مولای من! با تو عهد می بندم که تا آخرین قطره خون خود، از این انقلاب شکوهمند اسلامی و رهبر عالیقدرمان حضرت آیة الله امام خامنه ای دفاع نموده و یک چشم برهم زدن از راه امام و شهیدان راه خدا فاصله نگیرم.
اللهم إن هذه بیعة له فی عنقی إلی یوم القیمة
تمثیل ظهــــور -:¦:- مرحوم حاج دولابی
پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت اینجا را مرتب کنید تا من برگردم ، خودش هم رفت پشت پرده.
از آنجا نگاه میکرد میدید کی چه کار میکند، مینوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند.
یکی از بچهها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید.
یکی از بچهها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمیگذارم کسی اینجا را مرتب کند.
یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمیگذارد، مرتب کنیم.
اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب میکرد همهجا را.
میدانست آقاش دارد توی کاغذ مینویسد.
………
شرور که نیستی الحمدلله . گیج و خنگ هم نباش.
نگاه کن پشت پرده ، رد آقا را ببین
و کار خوب کن خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید
هی نگاه میکرد سمت پرده و میخندید. دلش هم تنگ نمیشد.
میدانست که آقاش همین جاست.
توی دلش هم گاهی میگفت اگر یک دقیقه دیرتر بیاید باز من کارهای بهتر میکنم.
آن بچه شرور همه جا را هی میریخت به هم، هی میدید این خوشحال است، ناراحت نمیشود.
وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد.
ما که خنگ بودیم ، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد.
او که زرنگ بود و خندیده بود ، کلی چیز گیرش آمد.
زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش.
شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش.
نگاه کن پشت پرده ، رد آقا را ببین و کار خوب کن
خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید.
دهان روح و تن -:¦:- علامه حسن زاده آملی

انسان دو دهان دارد: یكى گوش كه دهان روح او است و دیگر دهان كه دهان تن او است.
این دو دهان خیلى محترماند. انسان باید خیلى مواظب آنها باشد.
یعنى باید صادرات و واردات این دهنها را خیلى مراقب باشد.
آنهایىكه هرزه خوراك مىشوند، هرزه كار مىگردند.
كسانى كه هرزه شنو مىشوند، هرزه گو مىگردند.
وقتى واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پلید و كثیف مىشود.
یعنى قلم او هرزه و نوشتههایش زهرآگین خواهد داشت.
حضرت وصى، امیرالمؤمنین، علیه السلام فرمود: عمل نبات است و هیچ نبات از آب بىنیاز نیست و آبها گوناگوناند.
هر آبى كه پاك است، آن نبات هم پاك و میوهاش شیرین خواهد بود;
و هر آبى كه پلید است، آن نبات هم پلید و میوه او تلخ است.
خود عمل، حاكى است كه از چه آبى روییده شده است.
منبع: مجله پرسمان
انتظار
هر روز
برای آمـدنت دعــــــا میكنیم
و
برای نیامدنت ؛
كارهای بسیـــــــار . .
ربط
بسم الله الرحمن الرحیم
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
لغات، كلمات، واژگان!
گاهي وسيله ي ارتباط؛ گاهي خطرناكتر از سلاح هاي جنگي؛
گاهي ملعبه اي بيفايده و گاهي جرقهاي در خلق ايدهاي بي نظير؛
دنيايي پررمز و راز كه هر روز دريچه اي به دنيايِ مفاهيمي تازه تر مي گشايد؛
دريايي از معاني كه مفاهيم بسياري در بردارد!
شايد هر روز و هر لحظه از اين كلمات، انواع و اقسام استفاده ها را بكنيم؛ اما كمتر شده كه از درياي معانيشان جرعه اي آب بنوشيم؛ گاهي ساده از كنارشان ميگذريم، غافل از آنكه در پس اين سادگي، دنيايي از معاني نهفته است.
يكي از اين كلمات كه شايد در همين متن بارها از آن استفاده كردهايم، كلمه ي «ربط» است. از كلمه ي ربط معاني بستن، گره زدن، محكم كردن، متصل شدن، پيوند زدن، مداومت و مواظبت كردن به دست ميآيد.[1]
گويا اين كلمه بار سنگيني را به دوش ميكشد و وظيفه دارد مفاهيم بزرگي را منتقل سازد.
بيشك، بارها و بارها معناي ظريف اين كلمه را چشيده و ديدهايد:
در پيوندي قلبي ميان شما و مادرتان؛
در نگاه كبوتري كه بر دهان جوجه هايش غذا ميگذارد؛
در اين دنياي ارتباطات؛
در سكوت پر تلاطمِ مرگ عزيزي، در ميان هياهوي گريه ي بازماندگان؛
و در لابهلاي كلمات قرآن:
﴿ يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا…﴾[2]: ﴿ اي اهل ايمان صبر پيشه سازيد و يكديگر را به صبر سفارش كنيد و مرابطه نماييد…﴾
ائمه عليهم السلام، چه زيبا معاني ژرف اين واژه را صرف ميكنند! مرابطه يعني ايجاد پيوند، پيوند محبت، پيوند اطاعت با امام منتظَر.
اي اهل ايمان! صبور باشيد و همديگر را به صبر سفارش كنيد و در اين غوغاي غيبت، در پيوند با امام زمانتان مداومت كنيد و معاني ربط را صادق سازيد؛ ريسمانِ ولايت را گره بزنيد؛ محكم كنيد؛ بر آن مداومت كنيد و مواظبش باشيد.
در اين ولوله ي آخرالزمان و حربه هاي مختلف دين گريزي و شب هاي غفلت از مولا و در اين سالهاي سكوت كه دين داري به مثال نگه داشتنِ آتش در كف دست است، خداوند براي اهل ايمانش يك رهنمود مهم گذاشته است:
مرابطه با امام منتظر!
و امروز، در عصر ِآشوب و غوغا كه انسانِ با ايمان، به سرعت ِيك چشم بر هم زدن، ايمان از كَفَش ميرود،
يگانه طريق نجات اين است:
مواظبت و مداومت در توسّل و توجّه به امام عصر عليه السلام!
مبادا كه روزي و شبي بي یاد ِ آن حضرت بگذرد!
نكند لحظات عمرمان در فراق آن عزيز، سپري شود كه شيطان مدام درصدد است تا رشته ي مرابطه با امام زمان عليه السلام را بگسلد.
يك چشم زدن غافل از آن شاه نباشيد شايد كه نگاهي كند، آگاه نباشيد
[1]. سيد علي اكبر قرشي، قاموس قرآن (ذيل كلمه ي ربط)
[2]. آل عمران(3): 200